خانه > ازدواج > چرا ازدواج و دلایل و هدف از آن؟ + انگیزه و دلیل اصلی ازدواج چیست؟

چرا ازدواج و دلایل و هدف از آن؟ + انگیزه و دلیل اصلی ازدواج چیست؟

[تعداد: 174    میانگین: 2.4/5]

چرا ازدواج میکنیم، و دلایل و هدف از آن چیست؟

امروزه با گسترش خواسته های قشر جوان، نیازها و آرزوهای جوانان و هدف آنها از ازدواج نیز تغییرات فاحشی کرده است.

 

جوان امروزی برای ازدواج و پذیرش مسولیت آن نیاز به دلایل و منطق قوی تری نسبت به پدر و مادر خود دارد.

 

 

اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟

اینکه چرا باید ازدواج کنم مسئله ای است که همه ی ما در زندگی با آن مواجه می شویم.

 

هر کس در زندگی خود بالاخره به این نکته می رسد که تغییر بزرگی در زندگی اش ایجاد کرده و از دنیای تجرد به سوی تاهل گام بردارد.

 

اما گاهی عده ای به دلایل و روشنگری هایی در این خصوص نیازمندند که با دیدی بازتر و تفکری آزد دست به این انتخاب مهم و سرنوشت ساز بزنند.

 

 

 

ازدواج خوشبختمان می کند

در یک مطالعه ای مشخص شده که افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند.

 

مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید:

 

ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.

 

او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد، وی می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، ۲ عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند، عبارتند از:

 

  • ایمان به خدا
  • ازدواج.

 

وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم.

 

همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج، رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.

 

یک علت این آرامش، عشق است.

 

نیروی عشق، آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم.

 

 

 

ازدواج سالم کنید، تا سالم بمانید

همچنین، یک بررسی دیگر نشان داده، رابطه خوب با همسر، سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود.

 

نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است.

 

نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه است: افراد متاهل، درصد کمتری از افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند.

 

بیشترین تعداد این بیماران، مربوط به کسانی بوده که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند.

 

ازدواج سالم، می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد.

 

 

 

ازدواج وضعمان را خوب می کند

متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست.

 

بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند.

 

یکی از مطالعات جالب توجه، که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید، حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست، و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.

 

ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر، و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم، یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با هم شریک می شویم.

 

 

 

عشق واقعی را در ازدواج تجربه می کنیم

در یک مطالعه که توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد، بیان شد، که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است.

 

در مطالعه ای دیگر، وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند عشق و دوستی.

 

باید بپذیریم که زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.

 

ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد

مارک تواین می گوید : ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند.

 

به دو سرشت جستجوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد؛ چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.

 

ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم.

 

اگر پیش از ازدواج هنوز بچه ی مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم، و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم.

 

بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود، زودتر خودش را جمع و جور کند، و آینده نگری بیشتری داشته باشد.

 

پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود

اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟


اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟


یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟

 

اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید.

 

در مورد زندگی هم همین طور است.

 

وقتی با کسی که به او علاقه دارید باشید، سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید.

مقاله پیشنهادی:   ازدواج عاقلانه یا عاشقانه؟ + احساس بهتر است یا منطق؟

 

ازدواج برایمان اعتبار می آفریند

قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار، آنها را بیشتر تحویل می گیرند و در میان دوستان و آشنایان نیز، افراد متاهل، بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند.

 

علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.

 

با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت

شاید این حرف که، خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد.

 

ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانونی مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید .

 

آدام اسمیت می گوید: نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.

 

در جوامع غربی هم بعد از این که همه ی آزادی ها و را تجربه کردند، باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد.

 

این نتیجه گیری، از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه ی متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و هیچ کدام، نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.

 

 

 

ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم

شنیده اید که می گویند: مومن آینه مومن است؟

 

این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است.

 

افراد متاهل، در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه، می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند.

 

البته، فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود. بلکه بسیار از توانمندی ها و قدرت هایی که، در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز، برایمان روشن می شود.

 

شاید تا پیش از ازدواج، با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج، وقتی در موقعیتش قرار گرفتید، پی بردید که به این سادگی ها هم نیست.

 

یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید، از پس بسیاری از کارها بربیایید در حالی که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.

 

ازدواج باعث رشد ما می شود

بعد از ازدواج، مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم.

 

همین، باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.

 

با ازدواج، از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم.

 

 

 

نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد

تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است، که ازدواج، آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم.

 

به این صورت، به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.

 

ازدواج براى تعدادى از زنان و مردان، حكم سر و سامان گرفتن را دارد. براى اين افراد، ازدواج سمبلى از آغاز بلوغ فكرى و تكامل است. به نحوى كه زندگى آنان تنها در سايه ازدواج معنا پيدا مى كند.

 

براى تعدادى ديگر، از زنان و مردان ازدواج تنها يك مقوله است كه بايد سرگيرد.

 

به اين معنا كه چون ديگران ازدواج مى كنند، پس آنان نيز بايد به اين امر مبادرت ورزند.

 

به عبارت ديگر، ازدواج رسمى است كه گريزی از آن نيست.

 

در هر حال، ازدواج براى تمامى زنان و مردان يك تصميم گيرى بزرگ و اساسى است، كه نه تنها سرنوشت آنان را رقم خواهد زد؛ بلكه باعث گسترش اعضاى خانواده، بقاى نسل و افزايش افراد جامعه خواهد شد.

 

بنابراين، انعكاس كلى هر ازدواجى به صورت مستقيم و غيرمستقيم به جامعه و اجتماع برخواهد گشت.

 

با اين وصف، تعجبى ندارد وقتى دختران و پسران تصميم مى گيرند ازدواج كنند، بشدت هيجان زده و نگران مى شوند.

 

اين هيجان و نگرانى از اين بابت است كه آيا تصميم گيرى آنها صحيح و اصولى بوده و آيا آنها فرد مورد نظرشان را در زندگى پيدا كرده اند؟

 

 

 

دلایل و هدف از ازدواج :

دلايل دختران و پسران را برای مبادرت به ازدواج را مى توان به اين صورت دسته بندى كرد:

 

بعضى ها مى گويند ازدواج می كنيم، چون به طرف مقابل علاقه داريم.

 

يا اين كه دليل ازدواجشان را عشق به طرف مقابل عنوان مى كنند.

 

البته عشق نمى تواند و نبايد تنها دليل ازدواج باشد، اما در تداوم زندگى مشترك و داشتن رابطه زناشويى سالم و موفق، جزئى مهم و اساسى است.

 

ازدواج مى كنيم تا متعهد شويم .

 

اين جمله اى است كه بسيارى از والدين و دختران و پسران خاطرنشان مى كنند. طبق نظر آنان ازدواج، فرد را متعهد و پايبند زندگى و مسووليت پذير مى سازد.

 

براى برخى نيز ازدواج به دليل ديگرى صورت مى گيرد. آنها زندگى مشترك را جزئى از فرهنگ می دانند و معتقدند ازدواج،جزء اساسى باورهاى فرهنگى و مذهبى محسوب می شود و سهم اساسى در مجموعه ارزشى ذهن آدم ها در جامعه دارد.

مقاله پیشنهادی:   زن ایرانی: مظهر زیبایی، قدرت، مهر

 

تعدادى نيز فكر مى كنند فرد مورد نظرشان را يافته اند و معتقدند، او همان فردى است كه خوشبختى شان را تضمين مى كند.

 

به اين ترتيب با ازدواج با او، فكر مى كنند خوشبختى را نصيب خود كرده اند.

 

اما اگر فكر مى كنيد بايد ازدواج كنيد تا فقط سايه كسى بالاى سرتان باشد يا امنيت تان تأمين شود، در اشتباه هستيد.

 

يعنى با اين اهداف نبايد تن به ازدواج دهيد.

 

امنيت يا تأمين مالى يا در آمدن از تنهايى نمى توانند عامل شادى در زندگى باشند.

 

بعضى ها فكر مى كنند هر طور شده بايد ازدواج كنند، زيرا از تنها ماندن وحشت دارند.

 

اگر دليل شما از ازدواج كردن اين است، بايد بگوييم، بهتر است در يك كشوى كوچك بمانيد تا تمام زندگى تان را در يك كمد بزرگ كه به اشتباه انتخاب كرده ايد سپرى كنيد.

 

بچه دار شدن هم دليل ازدواج براى بعضى ها محسوب مى شود.

 

اگر چه صاحب اولاد شدن و بقاى نسل، يكى از مسائل محورى زندگى مشترك است، اما اگر تنها و فقط به دليل اين كه صاحب فرزند شويد ازدواج مى كنيد، راه به جايی نمی بريد، زيرا بچه ها به يك محيط شاد و مناسب براى زندگى احتياج دارند.

 

آيا با يك ازدواج غلط چنين امكانى از آنها سلب نمى شود؟

 

روياى عروس داماد شدن هم براى برخی دليل ازدواج قلمداد مى شود و البته آنان توجه ندارند اين مراسم چند روز بيشتر طول نمى كشد. عروس یا داماد شدن با هدف داشتنِ صرفا يك مراسم عروسى، دوام چندانى نخواهد داشت.

 

 

 

 

ازدواج خوب و سالم:

شايد شما و اطرافيانتان ده ها دليل ديگر نيز براى ازدواج داشته باشيد.

 

نوع دليل، آنقدرها مهم نيست، بلكه آنچه اهميت دارد اين است كه، شما و همسر آينده تان به روشنى و با صداقت درباره دلايل ازدواج با هم صحبت كرده باشيد، و در نهايت اطمينان حاصل كنيد كه انگيزه ها و اهداف شما در زندگى مشترك با هم تطابق دارد.

 

در امر ازدواج، ميزان توقع و انتظارات مهم نيست، بلكه آنچه مهم است اين است كه هر دو نفر انتظارات و توقعات مشتركى داشته باشند، و هر دو نفر تلاشى مشترك را براي رسيدن به هدفي مشترك آغاز كنند.

 

زمانى كه انتظارات و توقعات دو طرف متفاوت باشد، همواره يكى از دو نفر نااميد و سرخورده خواهد شد.

 

البته بايد گفت انتظارات و نگرانى هاى زن و مرد تحت تأثير عوامل بسيار زيادى قرار مى گيرند.

 

تجربه دوستان قبلى، روابط فاميلى و خانوادگى افراد، محيط رشد و بسيارى عوامل ديگر در اين مساله دخيل هستند و البته به ياد داشته باشيم، يكى از مؤثرترين عوامل در اين زمينه، خانواده هاى طرفين است.

 

با اين توضيحات هر چه پسر و دختر صادقانه و بى پرده درباره خود و احساساتشان صحبت كنند، در آينده از همديگر حمايت بيشترى خواهند كرد.

 

در اين صورت اختلاف نظرهايشان روشن می شود، براى آنها دليل پيدا كرده و راه; حل هاى بهتر و مناسب ترى براى تداوم زندگى مشترك پيدا مى كنند.

 

حقيقت اين است، يك ازدواج خوب و سالم براى سلامت نيز مفيد بوده، در حالى كه ازدواج اشتباه و مشكل دار، يك شكستگى جسمى و روحى تمام عيار براى زن و مرد به حساب مى آيد.

 

همه افراد انتظار دارند، همسر آينده شان فردى سازگار و دارای ارزش هايى مشابه خودشان و باعث شادى و خوشبختى شان شود.

 

بنابراين، بهتر است براى انتخاب همسرتان بيشتر از انتخاب خانه و شغل اهميت قائل شويد و وقت، فكر و انرژى صرف كنيد.

 

جمع بندی نهایی:

 

دلایل مختلفی برای ازدواج وجود دارد و نظر افراد می تواند در این خصوص متفاوت باشد. ما ازدواج می کنیم تا به خوشبختی دست پیدا کنیم. چرا که بر اساس آمارهای موجود افراد متاهل خوشبخت تر از افراد مجرد هستند. ازدواج می کنیم تا سالم تر بمانیم، چون ازدواج و برقراری رابطه خوب، سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند. ازدواج همان طور که خداوند در قرآن وعده داده است، روزی را گسترش می دهد، با ازدواج افراد وضعیت مالی بهتری پیدا می کنند. یکی دیگر از دلایل پر اهمیت مردم برای ازدواج کردن، احساس نیاز به عشق ورزیدن و دوست داشته شدن است. همچنین ازدواج به زندگی معنا می بخشد، طی مسیر زندگی با یک همسفر لذت بخش تر خواهد بود. ازدواج جامعه را از آسیب های اجتماعی تا حد زیادی مصون نگه می دارد و به ثبات آن کمک می کند؛ چرا که خانواده رکن اساسی هر جامعه ای است.

 

ازدواج افراد را به خودشناسی می رساند، افراد نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی می کنند و بهتر می توانند با آن ها کنار بیایند. با ازدواج مسولیت های زندگی افزایش پیدا می کند، انسان تلاش بیشتری می کند لذا به رشد شخصیتی دست پیدا می کند. تجربه هایی در زندگی وجود دارد، که تنها در سایه ی ازدواج امکان محقق شدن دارد، پذیرش نقش پدری و مادری تنها در ازدواج رخ می دهد. البته باید توجه داشت که تمام این اتفاق های مثبت زمانی رخ می دهند که ما یک ازدواج درست را تجربه کنیم.

 

نظر شما چیست؟ به چه دلیلی ازدواج می کنید؟ دلایل تان نسبت به گذشتگان تان چه تغییری کرده است؟

ارسال نظر

سرویس مورد نظر را انتخاب کنید.

css.php