خانه > اینفوگرافیک > مرد (شوهر) وابسته به خانواده | علایم وابستگی؟ | چطور باید رفتار کرد؟





مرد (شوهر) وابسته به خانواده | علایم وابستگی؟ | چطور باید رفتار کرد؟

[تعداد: 492    میانگین: 2.2/5]

مرد وابسته به خانواده

 

مرد وابسته به خانواده را چطور بشناسیم؟

 

اگر پای درد دل خانم های متاهل بنشینید، مطمئنا بخش بزرگی از آنها، از وابستگی بیش از حد همسر خود به مادر و سایر اعضای خانواده اش، ناراضی هستند. برای بررسی و علت یابی این موضوع، ابتدا باید تعریفی از وابستگی افراطی ارائه داد. چون نمی توان اسم هر نوع رابطه ی صمیمی را وابستگی گذاشت.

 

وابستگی یا دلبستگی؟!

 

مردها یا به خانوادشان دلبسته هستند یا وابسته. شاید در نگاه اول نشود تفکیکی بین این دو مقوله قائل شد. اما باید اشاره کرد که وابستگی زمانی صورت می گیرد که ما به کسی به خاطر نیازی که به وی داریم، وابسته باشیم.

اما دلبستگی زمانی است که ما به خاطر علاقه ی صرف، به کسی نزدیک شویم بدون اینکه هیچ نیازی به وجود او داشته باشیم. مشکل بسیاری از مردهای ایرانی این است، که مرزی بین وابستگی و دلبستگی قائل نیستند. اما باید به این نکته توجه کرد که پس از ازدواج قاعدتا روابط خانوادگی دچار تغییر شده و اولویت های زندگی دستخوش این تغییرات خواهند شد.

 

انواع وابستگی

 

گاهی برخی افراد وابستگی های مالی، عاطفی به خانواده های خود دارند. یعنی نمی توانند بدون چتر حمایتی آنها، از پس نیازهای معیشتی خود و خانواده شان بر بیایند. گاهی نیز این وابستگی، به دلیل نقص شخصیتی در فرد به وجود می آید. به این معنا که فرد چون قادر نیست برای زندگی خود تصمیم بگیرد، به خانواده متکی می شود. در چنین حالتی، خانواده ها هم به خود اجازه می دهند در کوچکترین مسائل زندگی فرزند خود دخالت کنند.

 

راهکارهای  مناسب:

 

گارد گرفتن ممنوع

 

خانم های عزیز اگر وارد زندگی مشترک شده اید و پس از ازدواج متوجه این ضعف شخصیتی در همسرتان شده اید، بهتر است به جای گارد گرفتن در مقابل مادر و سایر اعضای خانواده ی همسر، از در دوستی وارد شوید. اگر مهر و محبت خالصانه ای نسبت به خانواده ی همسرتان نشان دهید، بی شک آنها شما را راحت تر در حلقه ی عاطفی خود خواهند پذیرفت.

 

غر زدن ممنوع

 

به جای جنگیدن و مدام غر زدن و تلاش برای کم کردن این رابطه ی مادر و فرزندی، بهتر است به مادر همسرتان نزدیک شوید، گاهی لازم است از نفوذ او روی فرزندش برای پیش برد هدف های خود استفاده کنید.

 

متهم کردن ممنوع

 

همسرتان را برای کارهایش متهم نکنید، سعی کنید با محبت های بی دریغ و خالصانه ی خود، خلا عاطفی شخصیت همسرتان را پر کنید؛ تا او شما را محرم خود بداند و کم کم شما را جایگزینی برای خانواده اش به شمار بیاورد.

 

اختلال شخصیت وابسته

 

بی شک نمی توان اسم هر نوع وابستگی را اختلال شخصیتی گذاشت. چرا که ممکن است از این وابستگی ها برای همه ی ما در شرایط مختلف پیش بیاید. اما لازم است گفته شود که اختلال شخصیت وابسته، به فردی اطلاق می شود که توانایی تحمل تنهایی را ندارد، از طرد شدن واهمه دارد، در تمام امور زندگی نیازمند کمک گرفتن از دیگران است. قارد نیست تصمیم های هر چند کوچک را به تنهایی اتخاذ کند، در روابط خود مرزی ندارد، یعنی به دیگران علی الخصوص پدر و مادر خود، به راحتی، اجازه می دهد در شخصی ترین مسائل زندگی اش وارد شده و اظهار نظر کنند.

 

اگر در مرحله ی آشنایی هستید…..

 

برای شناخت چنین مردهایی باید وارد گفتگوهای پیوسته شوید، در حین گفتگو، کدهایی به دست خواهید آورد که به شما این امر را ثابت می کند. اگر خواستگار شما در جواب حرفها و درخواست های شما، مدام چنین جملاتی را مطرح می کند: «باید با خانواده ام مشورت کنم» «اجازه بدهید ببینم نظر خانواده ام در این مورد چیست؟» و سوال هایی از این دست.  یا هنگامی که مورد سوال واقع می شود، دیگران به جایش پاسخ می دهند؛ تمام این نکته های ریز می تواند نشان دهنده ی شخصیت وابسته ی این فرد باشد.

 

چگونه اطمینان حاصل کنیم….

 

گاهی شک و تردید هایی در حین آشنایی برای فرد پیش می آید. به صورتی که به طور قطع و یقین، نمی تواند درباره ی وابستگی یا عدم وابستگی طرف مقابل اظهار نظر کند، برای حصول اطمینان می توانید گفتگوهای هدف دار را طراحی کنید.

 

پرسش از خاطرات

 

از خاطرات خانوادگی اش سوال کنید، خاطره ها در ضمیر ناخودآگاه هر فرد اثر می گذارند، اگر فردی وابسته به خانواده باشد، در هر خاطره ای اثری از  آن را خواهید دید. توجه کنید که چقدر دیگران در خاطره هایش پر رنگ هستند.

 

پرسش از انتخاب ها

 

از او درباره ی انتخاب هایش سوال کنید، اگر خود فرد، در انتخاب رشته، شغل، و سایر انتخاب هایش دخیل نبوده این یک هشدار جدی برای شماست.

 

خود محوری یا خانواده محوری

 

توجه کنید که در صحبت هایش، در نقل خاطره هایش، تمام دقت و تاکید و توجهش به دیگران است یا خودش را محور قرار می دهد، بیشتر از دیگران حرف می زند یا از خودش و آرزوهایش.

 

سربازی و دانشگاه

 

از او درباره ی دوره ی سربازی یا دانشگاهش سوال کنید، اینکه چقدر در این روزهای دور از خانواده دلتنگ آنها می شد.آیا توانسته بود که مستقل زندگی کند و خودش از پس کارهاش بربیاید یا همیشه محتاج کمک و رسیدگی کسی بوده است؟ مستقل و دور از خانواده بودن براش سخت بوده یا آسان؟!

 

روابط بعد با خانواده پس از ازدواج

 

-از او بپرسید که بعد از ازدواج، ترجیح می دهد هرچند وقت یک بار  به خانواده اش(پدر و مادر ، خواهر و برادر، عمه ، عمو ، خاله و ….. ) سر بزند؟ هفته ای چندبار؟ هفته ای یک بار؟ ماهی یک بار؟

-اگر بخواهد به سفر برود(بعد ازدواج) آیا حتما باید با خانواده و اطرافیانش همراه شود یا سفر دو نفره و کم جمعیت را ترجیح می دهد؟


-دوست دارد تعطیلات آخر هفته را چگونه سپری کند؟(بعد ازدواج)؟ آیا تحمل تنهایی و وقت گذراندن فقط با همسرش را دارد، یا حتما باید به مهمانی برود و مهمانی بدهد و هرجایی که حضور داشته باشد، خانواده اش را نیز همراه ببرد؟

– مشکلاتی را که در زندگی هرکدام از اعضای خانواده( دور و نزدیک) پیش آمده است، به چه نحوی حل شده است؟ و به این دقت کنید که چقدر اعضای خانواده وارد حریم خصوصی همدیگر می شوند و درباره ی مشکلات همدیگر اظهارنظر می کنند؟ چقدر اهل میانجی گری و وساطت و ریش سفیدی هستند؟ آیا همه ی اعضای یک خانواده، یا یک فامیل از تمام جزئیات  زندگی همدیگر با خبرند؟  آیا کسی رازی دارد؟ یا تمام مسائل زندگی شان برای همدیگر آشکار است؟

اگر به نقطه ی مشکوکی برخوردید دقیق شوید، تمام کلمات او را با دقت گوش دهید، در نهایت مشاوره ی قبل از ازدواج را به طور جدی پیگیری کنید.

 

با خواستگار وابسته ازدواج کنیم؟!

 

مردهای وابسته به خانواده را می توان در سه دسته بندی قرار داد:

 

-مردانی که مادرشان در تمام امور زندگی برایشان تصمیم گیری کرده و خواهد کرد.

-مردانی که مادرشان منبع عاطفی آنها بوده و خواهد بود.

-مردانی که مادر خود را مسول حل اختلافات زناشویی قرار خواهند داد.

مطمئنا هیچ مشاوری به شما نخواهد گفت که با این خواستگار ازدوج کنید یا ازدواج نکنید، مشاورها همان طور که از نام شان پیداست، تنها دید شما را وسعت می بخشند، نکته هایی را از سخنان خودتان استخراج می کنند که شاید شما بی توجه از کنارش عبور می کنید. بنابراین تصمیم گیری نهایی در این خصوص به عهده ی شخص شماست.

اما باید به این نکته دقت کنید که در زندگی با فردی وابسته، شما همیشه نفر دوم زندگی خواهید بود. آیا تحمل نفر دوم بودن را دارید؟ همچنین باید این نکته را به طور آگاهانه بپذیرید که در امور زندگی تان امکان هر نوع دخالتی وجود خواهد داشت. به این نکته هم بیندیشید که آیا شما توانایی کنترل اوضاع را در چنین زندگی خواهید داشت؟

 

تغییر دادن را فراموش کنید

 

اگر با این دیدگاه وارد رابطه می شوید که پس از ازدواج وابستگی همسرتان را کنترل کرده و او را از خانواده اش دور نگه دارید؛ باید گفت که شما سخت در اشتباه هستید. فردی که با یک خصوصیت اخلاقی تربیت می شود و به بلوغ می رسد حتی اگر تحت تاثیر شما بخواهد تغییر کند، به حد مطلوبی که مد نظر شماست، نخواهد رسید.

 

نکته ی آخر

 

نکته ی آخر اینکه به هم زدن یک خواستگاری، بسیار راحت تر از به هم زدن زندگی زناشویی یا نامزدی است. پس بهتر است تمام جوانب را سنجیده سپس جواب مثبت یا منفی را اعلام کنید.

 

38 نظر
  • مامان هانا آگوست 22, 2017

    فقط میتونم به دخترهای دم بخت توصیه کنم که حواسشون رو جمع کنن ازدواج با مرد وابسته و مامانی مساوی بدبختیه! از منی که چند ساله دارم میسوزم و می سازم بشنوید! با اینکه الان یه دختر 5 ساله هم دارم ولی هنوز هم که هنوزه شوهرم نمی تونه برای زندگی مون تصمیم بگیره همه ی امور زندگی رو باید با مادرش چک کنه و ازش اجازه بگیره. آدم به ستوه میاد توی چنین زندگی

  • عسل دسامبر 7, 2017

    سلام
    من تو خواستگاری متوجه شدم که همسرم اعتماد به نفسش کمه و اقتدار نداره.
    رفتم مشاور گفت تو بهش اعتماد به نفس بده و اقتدار بده.

    تو خرید های قبل عقد فهمیدم که مادر بد دهن و خانواده دخالت کنی داره. اما نتونستم نامزدی رو بهم بزنم. ترس از تنها موندن باعث شد که رهاش نکنم.

    • پاسخ ادمین به عسل دسامبر 16, 2017

      سلام
      عسل عزیز این مشکل شدت و ضعف داره. اگر اعتماد به نفس و نداشتن اقتدار همسرتون شدت نیافته و هنوز میشه کنترلش کرد مشکل خاصی پیشنمیاد. به شرطی که همسرتون دهن بین نباشه و وابستگی افراطی به مادر شنداشته باشه در این صورت شما میتونید تاثیرهای مثبتی روشون بگذارید.
      خوشبخت باشید.

  • المیرا جولای 1, 2018

    سلام
    با خانواده پر رو چیکار باید کرد ؟
    مادر شوهرم 4 تا پسر داره ولی فقط از همسر من که چهارمی هست توقع داره ، انگار کلفت خونشونه
    کافیه یک بار به خواستش بگه نه ، هر جا بشینه میگه فلان کارو خواستم انجام نداد
    اینکه کارای پدر و مادر رو انجام بدی وظیفه ی هر فرزندی هست ولی همه رو نباید از یکی توقع داشت و اینکه ممکنه بعضی وقتا ادم شرایطش رو نداشته باشه و نتونه اون لحظه انجام بده .کارهایی که خودشون قادر به انجامش هم هستن.
    نتیجه مهربونی و دلسوزی هم این میشه

    • پاسخ نسرین به المیرا جولای 4, 2018

      به نظرم چند بار پاسخ نه ی منطقی بشنون دیگه دست شون میاد که رابطه ی مادر فرزندی قرار نیست به سیستم فرمانده و فرمان بر تبدیل بشه
      البته شما نباید ورود پیدا کنین بهتره خود همسرتون این کار رو انجام بدن.

  • زهره جولای 8, 2018

    سلام
    به عنوان نکته ی آخر گفته شده که به هم زدن یک خواستگاری، بسیار راحت تر از به هم زدن زندگی زناشویی یا نامزدی است. پس بهتر است تمام جوانب را سنجیده سپس جواب مثبت یا منفی را اعلام کنید.
    من درگیر یک رابطه 10 ساله ام که عاشق هم هستیم ولی خانواده پسر اجازه ازدواج نمی دن و فکر می کنم ایشون جزو دسته ی اول هستن “مردانی که مادرشان در تمام امور زندگی برایشان تصمیم گیری کرده و خواهد کرد.” و همینطور برادر و خواهرشون… ما باید چکار کنیم؟

    • پاسخ مشاور خانواده به زهره جولای 9, 2018

      به نظرم برای کسی که ده سال توی یه رابطه ی نامعلوم مونده و هنوز هم به وصال با اون آدم امیدوار هست نمی شه توصیه ای کرد. شما قطعا دوست دارین که بقیه راهکاری بهتون بدن که تهش به فراموش کردن اون آدم منجر نشه. اگر کسی بهتون بگه رهاش کن چون این رابطه به ازدواج ختم نخواهد شد قطعا ناراحت میشین. همین که اینجا این سوال رو مطرح میکنین نشونه ی همینه. چون اگر واقعا براتون مهم بود میرفتین پیش یه مشاور و ازش راهکار میخواستین. شما می ترسین چون نمیخوایین این رابطه رو از دست بدین. اما به عنوان یه مشاور بهتون توصیه میکنم به طور جدی برین پیش یه مشاور اونم نه تنهایی بلکه با دوس پسرتون. اگر این آدم جنم زندگی کردن داشت باید تا حالا این جنم رو بهتون نشون میداد. البته هیچ چیز رو نمیشه قضاوت کرد اون هم از راه دور و با حداقل دانسته ها. به هر حال شما نیاز به دوره های مشاوره ی حضوری دارین.

  • مانا سپتامبر 14, 2018

    سلام
    ازتون خواهش میکنم با مرد وابسته ازدواج نکنید هر کی میگه خیلی مهم نیست و یا اگه بچه بیاد درست میشه رو اصلا گوش ندید.
    من خودم با همچین مردی زندگی کردم خیلی خیلی سخته همیشه شما نفر دوم “سوم زندگی همچین مردی هستید تمام زندگیتون تحت کنترل مادرش قرار میکیره و اجازه دخالت تو هرموضوعی رو به مادرش میده”حتی ی بیرون رفتن ساده با شوهرت رو کنترل میکنه واین جور مردها به شدت از مادرشون حساب میبرن حتی در مورد لباس پوشیدن من نظر میدادن و شوهرم من رو مجبور میکرد طبق سلیقه اونها لباس بپوشم و خیلی از دخالت های دیگه که الان نمی تونم همشو بگم” همیشه بینمون دعوا و بحث بود دیگه خسته شدم تصمیم خودمو گرفتم و میخوام ازش جدا شم.

  • وحیده نوامبر 20, 2018

    مرد وابسته وحشتناکترین شکنجه روحی برای یک زن هستش. این مردان هنوز بند نافشون از مادرشون جدا نشده و مادرشون مثل یک شیطان رجیم تمام زندگی رو بهم میریزه.
    اگر فکر میکنید درست میشن کاملا اشتباهه
    من دومین ازدواج همسرم هستم و همسرم به شدت منفعل و بی عرضه ست. زندگی اولش رو بعد از پانزده سال به دلیل زگیل بازیهای مادرش به متارکه کشید. و الان من بعد از ۳ سال زندگی زجر آور و با داشتن یک دختر ۲ ساله به دلیل وجود این زائده ی زشت و خرابکار که همین مادر زگیلش میباشد دارم ازش جدا میشم.
    اگر میخواهید با چنین عنصر بی مصرفی زندگی کنید ، هرگز نکنید…
    اگر هم دارید زندگی میکنید که خدا صبرتون بده….
    اگر هم تصمیم به بیرون کردن این عنصر منفعل و زگیل چسبیده بهش هستید که خدا قوت… یک لحظه هم درنگ نکنید…
    وسلام

  • فهیمه کاردان پور دسامبر 28, 2018

    من ۴ ساله که ازدواج کردم شوهرم به شدت تحت تاثیر حرف های مادرش قرار میگیره و خیلی به مادرش وابسته ست. کافیه من کاری داشته باشم یا امتحان و کلاس داشته باشم سریع از این موضوع سو استفاده میکنه و میره پیش مادرش یا این که با مادرش میره بیرون. اگر اینطور باشه پس هر وقت سر کاره من هم باید برم پیش مامانم. منم که نمیتونم همه ی وقتمو صرف شوهرم کنم. توی همین رفت و آمد ها مامانش خیلی روش تاثیر میذاره طوری که بعد از این که از پیش مادرش میاد اخلاقش کلا عوض میشه. حتی شوهرم به خاطر مادرش کتکم زده.مادرشوهرم توی همه ی کارهای ما دخالت میکنه این که کجا بریم کجا نریم کی بخوابیم. متاسفانه ما توی یه ساختمان زندگی میکنیم و این موضوع هم باعث شده مادرشوهرم همه ی کارهای ما را تحت نظر داشته باشه. من هر وقت بخوام وسیله ای بخرم باید با هزار ترس و لرز این کارو بکنم چون بعدش به خاطر حرفایی که مادرشوهرم به شوهرم میزنه من و شوهرم اختلاف پیدا میکنیم. حتی با این که چندین بار با مادرشوهرم به خاطر این کارهاش برخورد کردم و حتی با شوهرم سر این موضوع اختلافات زیادی داشتم بازم مادرشوهرم به کارهاش ادامه میده. واقعا نمیدونم چی کار کنم شوهرمم راضی نمیشه به مشاور خانواده مراجعه کنیم.

  • زهرا ژانویه 5, 2019

    سلام شوهر منم وابسته به خانواده چه عرض کنم با این که سه برادر و سه خواهرن ولی اونایی که اموالشو خوردن کنار کشیدن اینم که در کل در خدمت اوناست البته رسیدگی جزو وظایف هر فرزندیه ولی نه یه فرزند حالا میگم پدر و مادرشو باشه خدا رو خوش نمیاد مادرش همیشه یاداوری میکنه که خواهراس دلتنگشن به اونا هم تنهایی میره سر میزنه و چند ساعتی هم میشینه اینم تحمل کردم کارای اونا مثلا ماشین گرفتن و خونه گرفتن و کارای اداری بچه هاشون اینم تحمل باید بکنم اونا به کنار دوستاش که هر روز با اوناست یا کوهنوردی یا تو مغازه نشستن و خلاصه خوشگذرانی با اونا یا خانوادش و انجام کارای خانواده و دوست هم روستایی حالا بگی هم یا دعوا یا قهر قهرم که بکنه صب میره شب میاد و یا اخر دعوا فحش و کتک و در قبال فحش من نمیتونم یه فحشم بهش بدم اون موقع دیگه جنازم رو زمینه با این اوضاع شاغلم هستم حقوقم هم دست اونه هر چقدم بگی بابا برا ما هم وقت بزار میگه مثلا چیکار کنم هر جا هم بری باید با پدر و مادر اون بری نری خودش تنهایی با اونا میره حیف به دو تا بچه ای که خدا داده ولی واسه خاطر دوتا دخترم مجبورم تحمل کنم همه کارای خونه و اداره و بچه ها با منه اونم با خانوادش علتش هم اینه که مادرش مردمو میگه که به پدر و مادرس نمیرسن اینم با اون حرفا مصمم تر میشه تازه یه جادو هم خونم گذاشته بودم خدا خودش هدایتش کنه

  • مهناز فوریه 11, 2019

    سلام . من ی خواستگاری دارم ک با صحبت کردن لز بین حرفاش متوجه
    شدم که با اینکه 35سالشه ولی مادرش لباس براش میخره و انتخاب میکنه ب گفته خودش میگه چون من وقت ندارم و سرگرم کارم و اصلا حوصله خرید ندارم . میگه من خیلی عاطفی هستم. چون پدر و مادرش از هم جدا شدن و اینهمیشه کنار مادرش بوده . حتی مسافرت هم با مادرش میره.چون من گذشته ب خاطر همین وابستگی نامزدمیو بهم زدم . خیلی میترسم آیا اینا میتونه نشانه وابستگی باشه ؟؟؟

    • پاسخ ادمین به مهناز آوریل 12, 2019

      لزوما لباس خریدن و با مادر مسافرت رفتن نشونه وابستگی نیست. خب شما هم وقتی مجرد هستین طبیعیه که با خانواده مسافرت میرین. اگر نیاز دارین که مطمئن بشین حتما همراه خواستگارتون به مشاور مراجعه کنید. یک سری تکنیک ها و مراحل مشاوره داره که میتونید از این قضیه مطمئن بشید.

  • ستاره مارس 19, 2019

    اینکه یه پسر در انجام کارهایی شخصییش کاملا به خانوادش وابسته است نشونه خیلی بدیه (اکثر اوقاتم با بهانه وقت نداشتن توجیه میشه). چیزی که من تجربش کردم و دیر فهمیدم. بعد از ازدواج دیدم همچنان همون روند ادامه داره و انگار با مادر و خواهرش ازدواج کردم. حتی در جزیی ترین و شخصی ترین مسایل باید مطابق نظرات اونا عمل میکردم و گرنه یه دعوای حسابی راه میفتاد که نمیکردم و همش دعوا داشتیم. دردناک ترین چیز اینه که همه وجودتو محبتتو وقف یکی کردی و همه عمرتو قراراه باهاش سپری کنی … نمیخای طلاق بگیری و اون هیچوقت بهت حق نمیده که ناراحت بشی و بهت بربخوره و میگه ایراد از تو هست. چون تمام زندگیش مادرشه. مادری که از دور نشسته و لبخند میزنه به نابود شدن من.
    کم کم به یک نتیجه بیشتر نمیرسم . اینکه خیلی از خانواده های ایرانی مشکل روانی دارن و عقده ای هستن و حاضرن زندگی بچه هاشونو نابود کنند ولی حرف حرف خودشون بشه…

  • رها مارس 30, 2019

    میشه بگید با مردایی که به تموم اعضای خانوادشون وابستن چکار باید کرد؟

    • پاسخ ادمین به رها آوریل 12, 2019

      خب باید بررسی کرد که این وابستگی در چه حدی هست؟ نرمال یا غیر عادی؟
      اگر غیر عادی باشه که خب مصداق همون موضوع پست ماست، تلاش کنید که با چنین مردی وصلت نکنید.
      اگر وصلت کردین که کار دشواری در پیش دارین. اما هیچ کاری نشد نداره،
      سعی کنید در قدم اول متقاعدش کنید که باهاتون به جلسات مشاوره بیاد.
      مشاور بهتون تکنیک هایی یاد میده که معمولا موثره.
      اما طول میکشه تا این وابستگی کمرنگ بشه باید صبور باشین.
      اما به عنوان یک زن تلاش کنید فرزند وابسته تربیت نکنید. چون تجربه نشون داده مادرانی که همسر وابسته دارند بیش از مادران دیگه به فرزند پسرشون وابسته میشن انگار میخوان خلا عاطفی خودشون رو با فرزندشون پر کنن.

  • نرگس آوریل 8, 2019

    سلام به شما که برای بهتر زیستن مطالعه می کنید
    عزیزان من نظر مشاور رو مطالعه کردم بهترین نظر رو ایشون گفته ومن کسی که 31 سال چنین زندگی داشته میخام به شما بگم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد
    اگر اول راه هستید یعنی بچه ندارید منصرف بشید وتمام. بزرگترین موفقیت شما دانایی شماست که متوجه شدید.
    اگر در بطن زندگی هستیدخودتان را قوی کنید وبعد کنار بکشید وبهترین گام شما فرزند پروری صحیح شماست. فرزند وابسته تربیت نکنید که آه پشت سرتون نباشه.
    من 52 سالمه هنوز همین مشکل هست. ولی خدا رو شکر دو فرزند دارم که فکر میکنم استقلالشون از پدرشون خیلی بیشتره
    در ابتدای زندگی متوجه نشدم و آشفته بودم استقلال مالی نداشتم واز همه مهمتر بچه ها تنها حامی ومنبع حمایتشون خودم بودم بنابر این قدرت جدا شدن رو نداشتم بخصوص که بچه ها فنا میشدن
    ولی حالا دو دسته گل دارم که تمام دنیای من هستند

  • گلاویژ آوریل 8, 2019

    حالم از مردهای وابسته بهم میخوره آدمو دیوونه میکنن هر غلطی میکنی همه ی دنیا باخبر میشن چون به مامان جونشون میگن

  • مریم آوریل 24, 2019

    شوهر من وابسته و متعصبه،ب راحتی با ی حرف مادر یا خواهرش با من دعوا میفته،من هیچ حقی درمقابل اونا ندارم،هیچ اعتراضی نباید بکنم،چون آقا ناراحت میشه و کارمون ب دعوا میکشه،ب پدر و مادر من ک میرسه ساکت ی گوشه میشینه و صحبت نمیکنه،همش سرش تو گوشیشه،حالا اگه خونواده خودش باشه…..از همون اول عقد بهم گفت تو کارای خونه ب مامانم کمک کن،هر پنجشنبه جمعه باید اونجا باشیم.انگار من و خونوادم هیچ حقی نداریم،ما میریم اونجا یا اونا میان سرد برخورد میکنه،دارم میسوزم و میسازم،دقیقا من نفر سویم ک مهمم،با همه ی اینا من تک فرزندم هستم و والدینم ب جز من فرزند دیگ ای ندارن،از خدا میخوام بهم آرامش بده،انقد کینه تو دلم دارم و دربارش نمیتونم با کسی حرف بزنم ک افسرده شدم،خدا نابودشون کنه آدماییا رو ک با زندگی بقیه بازی میکنن

    • پاسخ ادمین به مریم می 24, 2019

      می تونم بپرسم دقیقا چرا دارین تحمل می‌کنین؟
      مگر قراره یک بار بیشتر زندگی کنید؟
      زمانی که انسان قدرت تغییر زندگی اش رو داره باید تغییرش بده
      زمانی که قدرت تغییر نداری باید شجاعت تموم کردن اون بحران رو داشته باشی.
      به این دو تا جمله فکر کنید.
      یا تلاش کنید که تغییر بدین ولی اگر نتونستید، به عمر و جوانی خودتون رحم کنید و به راه دیگری فکر کنید.

  • پرسشگر می 21, 2019

    سلام من ۳ سالی میشه ازدواج کردم. تو خانواده مون آدم وابسته نداشتیم. از قبل از عقد مادر شوهرم در مورد من و ما نظر میداد و این روال ادامه داشت حتی تو دوران عقد و بعد از عروسی. فکر می کردم درست میشه اما اشتباه فکر میکردم. تازه فهمیدم که همه مشکلات من از وابستگی بیش از حد شوهر من به خانواده اش هست. همه تو یه ساختمون هستیم. بارها ازش خواستم خونه مستقل بگیره اما هر بار به بهانه ای قبول نکرد چون هم خودش و هم خانواده اش قبول نمیکنن. حالا هم خانواده اش و هم خودش منو تهدید به جدایی کردن. مدتیه اومدم پیش خانواده خودم چون اونجا دیگه آرامش و دلگرمی ای نداشتم. شوهرم یه بار بیشتر نیومد سراغم. خونه اونا و ما تو دو تا شهر جداست. حالا هم جدیدا برگشته به من میگه برو با هر کی میدونی خوشبخت میشی ازدواج کن. این رسم اش نیست که بهترین سالهای جوانی ام رو گذاشتم پای اون و حالا باید با تهدیدهای اونا روبرو بشم. لطفا راهنمایی ام کنید.

    • پاسخ ادمین به پرسشگر می 24, 2019

      دوست عزیز شرایط زندگی سختی داشتین این کاملا طبیعیه که الان دلشکسته باشین. اما لطفا به این سوال پاسخ بدین که الان در این لحظه دوست دارین چه اتفاقی بیوفته؟
      اگر برگردین به اون خونه، دوباره همون اتفاق ها رخ نخواهد داد؟
      آیا همسرتون عملا خانواده‌اش رو به شما ترجیح نداده؟
      آیا با شما اتمام حجت نکرده؟
      درسته که قبول این مسئله یک شکست بزرگه، اما الان که جوان هستین و بچه‌ای ندارین جدا شدن بهتر از اینه که سالها بعد با یک بچه به ستوه بیایین و اقدام به جدایی بکنید یا سالها بسوزید و بسازید به این امید که اصلاح خواهد شد.
      افراد وابسته اگر نخوان که اصلاح بشن، قابل تحمل نیستن.
      باز هم تلاش کنید که همسرتون رو به مشاوره علاقمند کنید، شاید با دوره‌های مشاوره تونستین اون ور متوجه مشکلش بکنید.

  • الینا می 22, 2019

    سلام.من در شرف ازدواج با پسری هستم که مدت ۲سال با هم دوست بودیم.طی چند هفته ی آینده قراره برای خواستگاری بیان خونه ی ما.ما دوشهر متفاوت زندگی میکنیم و شرایط مالی و سطح فرهنگی خانواده ی من خیلی بالاتر از اوناست.ما توی دانشگاه با هم آشنا شدیم.هرچقدر که به ازدواج نزدیک تر شدیم،متوجه شدم که چقدر تعصبات احمقانه روی خانوادش داره.به شدت دستاوردهای تحصیلی و مالی خانوادم رو ناچیز میشمره و مدام ادعا می‌کنه که خانوادش خیلی سطح بالا و مرفه هستند.درصورتی که کاملا برعکسه و هم از نظر مالی خیلی در تنگنا هستن و هم از نظر فرهنگی بسیار عامی و سطح پایین.من با اون آقا رابطه جنسی داشتم و خودم رو مجبور کردم که تمام ایرادات و اختلافات عمیق رو نادیده بگیرم و ازدواج کنم باهاش.اما الان به شدت دچار تردید شدم و حس میکنم از من یه زن افسرده میسازه که خدمتکار خانوادش بشم.در صورتی که من همیشه در حداکثر امکانات و ناز و نعمت بودم.میگه اگر بعدها به خانوادم بی احترامی کنی،حتی اگر۵تا بچه داشته باشیم،طلاقت میدم.و هنوز که زندگی شروع نشده،من رو تهدید می‌کنه به خاطر خانوادش.از طرفی من شرایط مهاجرت از ایران رو دارم و تا الان فقط منتظر بودم که تکلیف ازدواجم مشخص بشه.خوشحال میشم اگر نظرتون رو بگید.ممنون

    • پاسخ ادمین به الینا می 24, 2019

      همیشه گفتیم که یک مشاور حق نداره به شما بگه چیکار کنید یا چیکار نکنید، مشاور نقاط تیره و تاریک رو نشون میده در کنارش نقاط روشن رو هم نشون میده این شمایید که باید انتخاب کنید.
      به نظر نمی‌رسه که جزو اون دسته از خانم‌ها باشین که پایبند یک فرد بمونین چون باهاش رابطه جنسی برقرار کردین. پس وقتی این همه فشار روانی بهتون تحمیل میشه به این فکر کنید که تموم کردن یک رابطه دوستی راحت تر از تموم کردن یک رابطه نامزدیه. تموم کردن یک رابطه نامزدی هم راحت تر از تموم کردن یک ازدواجه.
      به این فکر کنید که با این ازدواج چی رو به دست میارین و چی رو از دست میدین؟
      شما برای من فقط از تاریکی‌های این رابطه گفتین، از این نگفتین که با وجود این همه نقص چرا بهش اجازه دادین که بیاد خواستگاری؟
      قطعا این آدم ارزشش رو داشته که تا اینجا باهاش ادامه دادین. اما لزومی نداره که این رابطه دوستی حتما به ازدواج ختم بشه.
      همون طور که قرار نیست بدون بررسی و تحقیق درست بزنین زیر همه چیز.
      وقتی این همه زنگ خطر از همین الان براتون روشن شده، سهل انگاری نکنید و به این زنگ خطرها با دقت گوش بدید.

  • mina می 22, 2019

    از مادر شوهرم متنفرم شده فیک من خونشو عین من چیده با شوهرم عین معشوقه رفتار میکنه حتی جاهای خصوصی بدنشو در معرض دید شوهرم میزاره مادر خونده شوهرمه درارم عذاب میکشم رنگ موهاشم عین من کرده در کل میخاد جای من باشه

    • پاسخ ادمین به mina می 24, 2019

      در خصوص این‌که چیدمان خونه‌از شو شبیه شما انتخاب کرده یا رنگ موی شما رو تقلید می‌کنه جای نگرانی نیست، میتونید به عنوان یک نقطۀ قوت تلقی کنید و خیلی با اعتماد به نفس عنوان کنید که چون من خیلی خوش سلیقه هستم شما هم از من تقلید می‌کنید. یک زن قدرتمند همیشه نقاط ضعف رو به نقاط قوت تبدیل میکنه.
      اما در خصوص اینکه مثل معشوقۀ همسرتون رفتار می‌کنه به نظر می‌رسه که باید عمیق بررسی بشه، بهتره در این خصوص با همسرتون صحبت کنید یا از پدرشوهرتون بخوایید که به طور غیر مستقیم بهشون تذکر بدن.

  • فاطمه جولای 17, 2019

    با سلام
    من دو سال هست كه با ي اقا آشنا شدم و الان شش ماه هست كه نامزد كرديم، اين اقا از نظر مالي مستقل هست ، در مورد جزييات خريد هاي مراسم يا رستوران ها خودمون دو نفر تصميم گرفتيم ، فقط اين اقا بسيار علاقه به حمايت شديد از مادرش داره ، خود مادرش به من گفت كه اين بچه با بقيه فرق داره و رفتارهاي مشابه خودم داره ، سه تا پسر و دو تا دختر هستن كه همه ازدواج كردن و رفتن و فقط نامزد من در خونه مونده ، پدرشون هم فوت شده . ي بار در حرفاش گفت كه بعد ازدواج بايد هر روز به مادرش سر بزنه ، در طي اين دو ساله هم دوبار مادرش و مسافرت برده ، كه من واقعا ناراحت شدم و بهش گفتم بعد از مراسم ما بايد بريم ماه عسل نه با مادرت بري ! و اون هم ميگه كه حتما ما هم خواهيم رفت . مرتب ميگه ممكنه وقت و از دست بدم و مادرم روزي نباشه و قبطه اين روزا رو بخورم ، گاهي احساس مي كنم نفر دوم زندگيش هستم ولي اون بلافاصله ميگه نه اصلا اينطوري نيست و با زبون نرم راضيم مي كنه ، نا گفته نماند كه در دوران مجردي دوبارمكه و كربلا و خيلي از شهرهاي ايران بردنتش ، ولي هنوزم ميگه بايد هر شش ماه ي بار مسافرت ببرمش ! براي من عجيبه كه بقيه بچه ها خودشون و خيلي درگير نمي كنن و هر كس اولويت و زندگي خودش گذاشته ، نامزد من بسيار مهربان و فداكاره و دايم مي خواد به بقيه كمك كنه ، مثلا در حاليكه خودش در حال تلاش براي مراسم عروسي و تهيه خونه ست به خواهر كوچكش براي عوض كردن خونه ش پول قرض داده !
    نميدونم اين كارها درسته ؟! برخورد من بايد چجوري باشه ؟

  • الی آگوست 3, 2019

    سلام
    من الان9 ماهه ک نامزد کردم ینی عقد کردیم نامزدم هر بحث و دعوا یا حتی کوچکترین چیزیم ک میشه میره ب مادرش میگه،چن وخ پیش سر همین موضوع دعوا کردیم ب خونواده ها توهین شد الان دوماهه ک رفته و ن پیامی و ن زنگی زده و مادرشم خیلی حق ب جانب زنگ زده ب مادرم و تعیین تکلیف میکنه برام حتی مادرش میره پیامایه منو پسرشو میخونه دیگه خسته شدم باید چیکار کنم

    • پاسخ ادمین به الی آگوست 5, 2019

      هیچ مشاوری هر چقدر هم حاذق باشه، حق نداره به مراجعه کننده اش بگه که چیکار کنه. مشاور اسمش روشه، میشنوه و راهنمایی میکنه همین.
      اما دوست عزیز، به نظرم جای خوشبختی اینجاست که در دورۀ نامزدی و عقد متوجه چنین موضوع حادی شدین. حتما و حتما به یک مشاور مراجعه کنید، حتی اگر نامزدتون همراهی تون نکرد، تنهایی برین. تا جایی که میشه برای عروسی اقدام نکنید تا وقتی که تکلیف این مشکل مشخص نشده. چون این اتفاق قرار نیست به طور معجزه واری بعد از عروسی حل بشه، تجربه ثابت کرده که مرد وابسته، همیشه وابسته می مونه. حتی بعد از عروسی شرایط ممکنه به مراتب سخت تر هم بشه. پس با راهنمایی مشاورتون تصمیم نهایی رو در خصوص این رابطه بگیرید.
      براتون آرزوی خوشبختی داریم.

  • ستاره آگوست 7, 2019

    من الان ۷ماهه ازدواج کردم و ۳سال نامزد بودم. واقعا خسته شدم ما با اینکه خونمون طبقه پایین خونه مادرشوهرم ایناست ولی صبح برام زنگ میزنن تا برم بالاتا شب موقع خواب همش تو همچیم دخالت میکنن و همش طعنه. صبح تا شب مسه چی کاراشونو میکنم طلبکارم هستن ولی شوهرم میگه وظیفته. واقعا خسته شدمممم

  • Elli آگوست 7, 2019

    سلام ، من و شوهرم ۱۰ سال با هم دوست بودیم و همدیگر رو خیلی دوست داریم ۲ ساله که ازدواج کردیم . من خیلی خسته شدم شوهرم ۱۴ روز ۱۴ روزه ۱۴ روز سره کار ۱۴ روز خونه ۱۴ روزی که میاد خونه بعداز ظاهرا همش خونه مامانشینا ایم خسته شدم پدر شوهرم فوت شده و تنهاست من شوهرم ۱۴ روز فقط خونه هست و من دوست دارم باهاش تنها باشم اگه به مادر شوهرم رو بدم هر شب میاد اونجا من احتیاج دارم با شوهرم تنها باشم . تازه یه روز هم که نریم خونشون طلبکار هم هست ناراحت میشه یعنی هرجا می خوایم بریم باید بدونه یا با شوهرم حرف که میزنیم دوست داره بدونه چی می گیم خیلی حساس شدممم روی این موضوع کمکم کنید ..

  • sara آگوست 8, 2019

    سلام. من و شوهرم تقریبا ۱۴ ماهه نامزدیم‌و یه هفته مونده به مراسم عروسیمون. خانواده نامزدم ۴ تا پسر هستن که همه شون ازدواج کردن و ما آخریش هستیم. پدر شوهرم مریضه و زمینگیره و مادر شوهرم خیلی حسودی عروساشو میکنه و دخالت آنچنانی نداره. فقط الان که نزدیک عروسیمونه هی زیر گوش نامزدم میگه هر روز باید بیاین به ما سر بزنین چون تو بچه آخری و ما نمیتونیم بدون تو زندگی کنیم… اینارو مستقیم نمیگه و با شیطنت خاصی میگه که نامزدم تحت تاثیر قرار بگیره که میگیره….خودمم اعصابم خیلی داغون شده.خوب ماهم باید به زندگی خودمون برسیم اینطوری نمیشه که… کمکم کنین بعد عروسی چه عکس العملی نشون بدم چیکار کنم توروخدا کمکم کنین….

  • حمید آگوست 23, 2019

    چقدر زنها خودخواهن
    چقدر خودخواهن واقعا
    از قدیم گفتن زنت اهل هرجا باشه تو هم اونجایی میشی
    اینقدر عادیه که ضرب المثل شده. یعنی مرد بدبخت همش باید خونه خانواده زنش باشه. هرچی که میشه ، خانم هوس مادرشو میکنه و …. .
    اگر جلوشونو نگیره ادم، همش خونه مادر زن هستیم. اونام که خدا رحم کنه. رعایت هیچی رو تمیکنن و همش به مرد بدبخت فشار میارن و مرد با سعه صدر هیچی نمیگه.
    اخه خجالتم خوب چیزیه. اخرش مرد یکجا منفجر میشه.
    موجودی خودخواه تر و گربه صفت تر از زن ندیدم.

  • الهه آگوست 24, 2019

    سلام .من تازه برام خواستگار اومده ولی فکر میکنم وابسته به مادرشه.میشه راهنماییم کنید چطوری میتونم مطمعن بشم جلسه خواستگاری چ سوالاتی ازش بپرسم ؟

  • سميرا تختى آگوست 27, 2019

    سلام من يك ساله با خانواده اى وصلت كردم كه ادعاى باكلاسى شديد دارن و فكر ميكنن خيلى مدرن هستن و نژاد برتر، همسرم ٣ خواهر داره و مادرش و خواهراش خيلى ريز و غير مستقيم خط ميدن بهش. الان يك هفته است كه خونه مادرم هستم و گفته كه داره براى جدايى اقدام ميكنه. براى بار سوم هست كه تو ٤ تا دعوتى شديدمون اين تهديد رو ميكنه به من و خانوادم. ميگه خيلى گير ميدى به همه چيزم و ديگه نميتونم. خانوادش كرچكترين كمكى جهت آشتى كه نكردن، خوشخال هم هستن مخصوصا خواهراش ولى مادرم كه اعتراض به خواهرش كرد كه چرا پسرتون رو يكبار دعوا نميكنين انقدر دختر منو تهديد نكنه، گفت اون موقع شما ميگين دخالته. درصورتيكه همسر من كه كوچكترين فرزنده مثل دخترا همه چيز زندگيمونو بهشون گزارش ميده، دارم ديوونه ميشم.
    پدر من با زير پا گذاشتن غرورش يه جلسه اى براى هفته ديگه باهاشون هماهنگ كرده، من زندگيمو شوهرم و دوست دارم . خواهش ميكنم راهنمايى كنين

  • شاهین آگوست 29, 2019

    این خانمها یا واقعا متوجه نمیشن یا خیلی خودخواه و تمامیت خواهند
    ما هر چی که برخورد کردیم از وابستگی شدید زن به خونواده و خواهران و فامیلهای خودشه
    زن وابسته خیلی خیلی بیشتره!این موضوع اظهر من الشمس
    عجیبه این نظرات مضحک! به واسطه دین و سنت و قوانین که همه علیه مرد هستند تموم زندگی و انرژی و پول و وقت مرد توسط زنشون غارت میشه
    همیشه هم طلبکارن

  • سیران مرادی سپتامبر 10, 2019

    سلام به همه عزیزانی که این نظرات رو میخونم.من هفت سال هست که با چنین مردی زندگی میکنم،اشتباه شد زندگی نه ،زنده به گور شدم…متأسفانه دوتا بچه ام دارم که پشت سر هم و ناخواسته بودن….ازتون التماس میکنم با چنین مردانی ازدواج نکنید تورو خدا قبل از ازدواج برید پیش مشاور خودتون رو به جهنم نندازید.
    لطفا برای منم دعا کنید از این جهنم خلاص بشم بارها درخواست طلاق دادم اما قبول نمیکنه…الان تنها راهم اینه که سپردمش دست خدا.از خدا میخوام که منو نجات بده
    همیشه فکر میکنم کجایی زندگیم اشتباه کردم که این آدم توی راهم قرار گرفت…هر گناهی ام کرده باشم هفت سال کفاره اشو دادم.تورو خدا برام دعا کنید

  • زهرا سپتامبر 11, 2019

    من ۳ ساله ازدواج کردم. همسر دوم شوهرم هستم. وابستگی بیش از حد نه تنها به مادرش بلکه به خواهران و دخترهای خواهرش داره‌. در این ۳ سال شاید فقط ماه عسل رو تنها رفتیم هرجا رفتیم همه اونا آویزان ما بودن. همه سفرها رو اول با مادر و خواهرش هماهنگ میکنه آخرین نفر به من روز حرکت میگه سریع این ساعت حاضر شو قراره بریم فلان جا. در مسیر متوجه میشم همه اونا حضور دارن. در طی سفر همه کارها با اونهاست ای نگار من ی غریبه و مهمان رسمی براشون هستم. وقتی اعتراض میکنم شروع به فحاشی و حرف رکیک زدن میکنه و به مادر مرحومم فحش میده. جواب که بدم نتیجه اش میشه کتک خوردن من. وقتی اقوامش خونه ما میان اونا رو صدا میکنه توی آشپزخونه و کارها رو بهشون میگه انجام بدن.و به من میگه جلوی دست و پایی برو بیرون چی میخوای اینجا وایسادی. ۱ دختر ۱ شاله دارم همه کارخای بچه رو خودش دست گرفته حمام کردن غذا دادن و پوشک عوض کردن وقتی بین خانواده اش هست بچه رو از من می گیرن که یا غذای بچه رو بدن یا کارهاش رو انجام بدن هر چی میگم بچه شیر میخواد یا خوابش میاد بهم بدین اصلا محل من نمیذارن. دیگه کم آوردم معترض میشم میگه بچه رو بذار و برو خونه بابات

ارسال نظر

سرویس مورد نظر را انتخاب کنید.

Social media & sharing icons powered by UltimatelySocial
Instagram
Facebook
Twitter
Pinterest
LinkedIn