چرا ازدواج میکنیم، و دلایل و هدف از آن چیست؟
امروز ازدواج در کشور ما دچار تغییراتی شده است.
هدف ابتدایی از ازدواج،
تحت الشعاع اهداف فرعی و حاشیه ای آن قرار گرفته و کم رنگ تر شده است.
پس وقتی می پرسیم ازدواج،
خوب است یا نه،
درواقع به ازدواج های امروزی و عواملی که باعث ایجاد چنین سوال و تردیدی در جوانان شده توجه داریم؛
نه به ذات و ماهیت چنین اتفاقی …
اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟
ازدواج،
طبیعت خلقت است.
ازدواج،
از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود.
آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند،
الان انسانی روی زمین وجود نداشت.
نه فقط انسان،
بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد،
و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند.
ازدواج خوشبختمان می کند!
در یک مطالعه ای مشخص شده که "افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند".
مارتین سلیگمن،
روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید:
"ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها،
در خوشبختی آنها نقش دارد."
او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد،
و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند.
طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان،
۲ عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از:
-
ایمان به خدا
- ازدواج
وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم،
و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد.
با ازدواج،
رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.
یک علت این آرامش،
عشق است!
نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم.
ازدواج سالم کنید، تا سالم بمانید!
همچنین،
یک بررسی دیگر نشان داد رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود!
نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است.
نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود:
افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند.
(بیشترین تعداد مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند).
ازدواج سالم،
می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد.
ازدواج وضعمان را خوب می کند !
متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست!
بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند.
یکی از مطالعات جالب توجه،
که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید،
حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست،
و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.
ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر،
و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛
وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم،
یعنی هزینه هایمان،
تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم.
عشق واقعی را در ازدواج تجربه می کنیم!
در یک مطالعه توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد،
بیان شد،
که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است.
در مطالعه ای دیگر،
وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد،
45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی».
زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.
ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد!
مارک تواین می گوید:
«ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند،
به دو زندگی بی هدف،
کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند.
به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.»
ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم !
اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم،
حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم،
و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم.
" بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم.
به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم.
مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند،
و آینده نگری بیشتری داشته باشد. "
پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود!
-
اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟
-
اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟
- یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟
اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید.
در مورد زندگی هم همین طور است.
وقتی با کسی که به او علاقه دارید باشید،
سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود.
در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید.
ازدواج برایمان اعتبار می آفریند!
قبول کنیم یا نه،
متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند!
در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز،
افراد متاهل،
بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند.
علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.
با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت!
شاید این حرف که،
خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد.
ولی به هر حال،
از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛
کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید.
آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.»
در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و…را تجربه کردند،
باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد.
این نتیجه گیری،
از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن،
نه آموزش و پرورش،
نه دانشگاه و …
هیچ کدام،
نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و
عاطفی کودکان موثر باشد.
ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم!
شنیده اید که می گویند: مومن آینه مومن است؟
این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم:
همسر، آینه همسر است.
افراد متاهل،
در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه،
می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند.
البته،
فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود.
بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که،
در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود.
شاید تا پیش از ازدواج،
با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید،
اما بعد از ازدواج،
وقتی در موقعیتش قرار گرفتید،
پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس،
شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید،
از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.
ازدواج باعث رشد ما می شود!
بعد از ازدواج،
مسوولیت های ما بیشتر می شود،
انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم.
همین،
باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.
با ازدواج،
از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن،
پدرشدن یا مادرشدن و…
باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم.
نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد!
تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است،
که ازدواج،
آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم.
به این صورت،
به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.
ازدواج براى تعدادى از زنان و مردان،
حكم سر و سامان گرفتن را دارد.
براى اين افراد،
ازدواج سمبلى از آغاز بلوغ فكرى و تكامل است به نحوى كه زندگى آنان تنها در سايه ازدواج معنا پيدا مىكند.
براى تعدادى ديگر،
از زنان و مردان ازدواج تنها يك مقوله است كه بايد سرگيرد.
به اين معنا كه چون ديگران ازدواج مىكنند پس آنان نيز بايد به اين امر مبادرت ورزند.
به عبارت ديگر،
ازدواج رسمى است كه گريزی از آن نيست.
در هر حال،
ازدواج براى تمامى زنان و مردان يك تصميم گيرى بزرگ و اساسى بوده،
كه نه تنها سرنوشت آنان را رقم خواهد زد بلكه باعث گسترش اعضاى خانواده،
بقاى نسل و افزايش افراد جامعه خواهد شد.
بنابراين،
انعكاس كلى هر ازدواجى به صورت مستقيم و غيرمستقيم به جامعه و اجتماع برخواهد گشت.
با اين وصف:
تعجبى ندارد وقتى دختران و پسران تصميم مىگيرند ازدواج كنند،
بشدت هيجان زده و نگران مىشوند.
اين هيجان و نگرانى از اين بابت است كه آيا تصميمگيرى آنها صحيح و اصولى بوده،
و آيا آنها فرد مورد نظرشان را در زندگى پيدا كردهاند؟
دلایل و هدف از ازدواج :
دلايل دختران و پسران را برای مبادرت به ازدواج را مىتوان به اين صورت دسته بندى كرد:
1 - بعضىها مىگويند ازدواج می كنيم، چون به طرف مقابل علاقه داريم يا اينكه دليل ازدواجشان را عشق به طرف مقابل عنوان مىكنند.
البته عشق نمىتواند و نبايد تنها دليل ازدواج باشد،
اما در تداوم زندگى مشترك و داشتن رابطه زناشويى سالم و موفق، جزئى مهم و اساسى است.
2 - « ازدواج مىكنيم تا متعهد شويم » اين جمله اى است كه بسيارى از والدين و دختران و پسران خاطرنشان مىكنند.
طبق نظر آنان ازدواج،
فرد را متعهد و پايبند زندگى و مسووليتپذير مىسازد.
3 - براى برخى نيز ازدواج به دليل ديگرى صورت مىگيرد.
آنها زندگى مشترك را جزئى از فرهنگ می دانند و معتقدند ازدواج،
جزء اساسى باورهاى فرهنگى و مذهبى محسوب می شود،
و سهم اساسى در مجموعه ارزشى ذهن آدمها در جامعه دارد.
4 - تعدادى نيز فكر مىكنند فرد مورد نظرشان را يافتهاند و معتقدند، او همان فردى است كه خوشبختىشان را تضمين مىكند.
به اين ترتيب با ازدواج با او،
فكر مىكنند خوشبختى را نصيب خود كردهاند.
5 - اما اگر فكر مىكنيد بايد ازدواج كنيد تا فقط سايه كسى بالاى سرتان باشد يا امنيتتان تأمين شود، در اشتباه هستيد.
يعنى با اين اهداف نبايد تن به ازدواج دهيد.
امنيت يا تأمين مالى يا در آمدن از تنهايى نمىتوانند عامل شادى در زندگى باشند.
6 - بعضىها فكر مىكنند هر طور شده بايد ازدواج كنند، زيرا از تنها ماندن وحشت دارند.
اگر دليل شما از ازدواج كردن اين است،
بايد بگوييم،
بهتر است در يك كشوى كوچك بمانيد تا تمام زندگىتان را در يك كمد بزرگ كه به اشتباه انتخاب كرده ايد سپرى كنيد.
7 - بچهدار شدن هم دليل ازدواج براى بعضىها محسوب مىشود.
اگر چه صاحب اولاد شدن و بقاى نسل،
يكى از مسائل محورى زندگى مشترك است،
اما اگر تنها و فقط به دليل اينكه صاحب فرزند شويد ازدواج مىكنيد،
راه به جايی نمی بريد،
زيرا بچهها به يك محيط شاد و مناسب براى زندگى احتياج دارند.
آيا با يك ازدواج غلط چنين امكانى از آنها سلب نمىشود؟
8 - روياى عروس داماد شدن هم براى برخی دليل ازدواج قلمداد مىشود و البته آنان توجه ندارند اين مراسم چند روز بيشتر طول نمىكش.
عروس يا داماد شدن با هدف داشتنِ صرفا يك مراسم عروسى، دوام چندانى نخواهد داشت.
ازدواج خوب و سالم:
شايد شما و اطرافيانتان دهها دليل ديگر نيز براى ازدواج داشته باشيد.
نوع دليل،
آنقدرها مهم نيست،
بلكه آنچه اهميت دارد اين است كه،
شما و همسر آينده تان به روشنى و با صداقت درباره دلايل ازدواج با هم صحبت كرده باشيد،
و در نهايت اطمينان حاصل كنيد كه انگيزهها و اهداف شما در زندگى مشترك با هم تطابق دارد.
" در امر ازدواج،
ميزان توقع و انتظارات مهم نيست،
بلكه آنچه مهم است اين است كه هر دو نفر انتظارات و توقعات مشتركى داشته باشند،
و هر دو نفر تلاشى مشترك را براي رسيدن به هدفي مشترك آغاز كنند.
زمانى كه انتظارات و توقعات دو طرف متفاوت باشد،
همواره يكى از دو نفر نااميد و سرخورده خواهد شد."
البته بايد گفت انتظارات و نگرانىهاى زن و مرد تحت تأثير عوامل بسيار زيادى قرار مىگيرند.
تجربه دوستان قبلى،
روابط فاميلى و خانوادگى افراد،
محيط رشد و بسيارى عوامل ديگر در اين مساله دخيل هستند و البته به ياد داشته باشيم،
يكى از مؤثرترين عوامل در اين زمينه،
خانوادههاى طرفين است.
با اين توضيحات هر چه پسر و دختر صادقانه و بىپرده درباره خود و احساساتشان صحبت كنند،
در آينده از همديگر حمايت بيشترى خواهند كرد.
در اين صورت اختلاف نظرهايشان روشن می شود،
براى آنها دليل پيدا كرده و راهحلهاى بهتر و مناسبترى براى تداوم زندگى مشترك پيدا مىكنند.
حقيقت اين است،
يك ازدواج خوب و سالم براى سلامت نيز مفيد بوده،
در حالى كه ازدواج اشتباه و مشكل دار،
يك ورشكستگى جسمى و روحى تمام عيار براى زن و مرد به حساب مىآيد.
همه افراد انتظار دارند،
همسر آيندهشان فردى سازگار و دارای ارزشهايى مشابه خودشان و باعث شادى و خوشبختىشان شود،
بنابراين،
بهتر است براى انتخاب همسرتان بيشتر از انتخاب خانه و شغل اهميت قائل شويد و وقت،
فكر و انرژى صرف كنيد.