خانه > ازدواج > آنچه در مورد مهریه و شیربها می بایستی بدانید

تبلیغات با عروس

آنچه در مورد مهریه و شیربها می بایستی بدانید

[تعداد: 19    میانگین: 2.7/5]

مهریه و شیربها

مهریه: مهریه پول و یا مالی است که در هنگام عقد نکاح بر ذمه داماد گذاشته می شود که آن را به عروس پیشکش کند.

 

معادل متداول این واژه در زبان فارسی مهر ، کابین و صداق است.

 

تاریخچه مهر:

جامعه شناسان ، فلاسفه و باستان شناسان با مطالعه آثار باقی مانده از قرون باستان به این نتیجه رسیده اند که پرداخت مهر تنها مختص دین اسلام و یا ادیان آسمانی مانند یهودیت و مسیحیت نیست ؛ بلکه برای این موضوع پیشینه کهن تری می توان در نظرگرفت.

 

آن ها برای این مسأله قدمتی به ژرفای تاریخ بشریت قائل شده اند و منشأ آن را تا دوران ماقبل تاریخ تصورکرده اند . فلاسفه و جامعه شناسان سیر تکامل مسأله مهریه را همانند سیر تکامل روابط بشری به پنج مرحله تقسیم کرده اند :

 

  1. دوره مادرشاهی ( استفاده از قدرت جسمی مرد به عنوان مهریه )
  2. دوره پدرسالاری ( انجام امورمتنوع برای جلب رضایت عروس)
  3. دوره صلح ( کارکردن داماد برای پدر زن به عنوان مهر )
  4. دوره ثروت ( جایگزینی پول و کار به عنوان مهر)
  5. دوره حاضر

 

مهریه در دوره مادرشاهی

1 ) دوره مادرشاهی : جامعه شناسان معتقدند در این دوره مرد هنوز به نقش خود در مسأله تولد واقف نبود ؛ لذا در این دوره مالکیت فرزندان از آن زن بود و نه تنها زن فرزندان را از آن خود می دانست ، فرزندان نیز چنین تصوری درباره موجودیت خود داشتند.

 

البته لازم به ذکر است که به عقیده جامعه شناسان حتی در دوران ماقبل تاریخ افراد از میان قبیله خود همسر برای خود انتخاب نمی کردند.

 

بلکه در دوران مادرشاهی مردان به صورت طفیلی و تنها به دلیل قدرت جسمانی در قبایل دیگر پذیرش می شدند و مجبور بودند برای اینکه مجوزی جهت ماندن در قبیله داشته باشند ، همواره به کارهایی که نیاز به قدرت جسمانی داشت بپردازند مانند شکار ، بارکشی ، اهلی کردن چهارپایان و رسیدگی به آن ها کندن سنگ از کوه و ساختن خانه و دفاع از قبیله در برابر هجوم قبایل دیگر و در برابر انجام چنین کارهایی زن وجود او را در قبیله می پذیرفت.

 

مهریه در دوره پدرسالاری

2) دوره پدرسالاری: در این دوره رفته رفته مرد به نقش اساسی خود در تولد فرزند پی برد و نسبت به فرزندان اعلام مالکیت کرد . در این دوران مرد در بطن قبیله دارای شخصیت بالاتری نسبت به دوران مادرشاهی شد ؛ دیگر این مرد نبود که باید در قبیله دیگر پذیرش می شد.

 

در این دوران به دلیل وقوع جنگ های بزرگ میان قبایل ، مردان در اکثر مواقع ، زن مورد نظر خود را از میان قبیله دیگر می ربودند و زنهای ربوده شده در اکثر موارد میلی به ازدواج با مرد رباینده نداشتند ؛ به همین جهت مرد مجبور می شد برای جلب رضایت زن ، راه حل های متنوعی را امتحان کند.

 

مهریه در دوره صلح

3 ) دوره صلح : در این دوره از تکامل روابط بشری ، افراد قبایل آموختند که چگونه مسائل به وجود آمده میان دو قبیله را به صورت مسالمت آمیز و بدون نیاز به جنگ و خونریزی حل و فصل کنند.

 

صلح جای جنگ و خونریزی را گرفت و در این مرحله مرد برای ازدواج ، باید راهی به غیراز ربودن دختر از قبیله دیگر را در پیش می گرفت ؛ بنابراین در این دوره ، مرد می پذیرفت که در قبال موافقت پدرزن با ازدواج او و دخترش ، سالهایی را در قبیله آن ها بماند و برای پدرزنش کارکند.

 

ما نمونه هایی از انجام این گونه خدمات به جای مهر را در متون کهن و همچنین در قرآن کریم مشاهده می کنیم.

 

به عنوان مثال در داستان زندگی حضرت موسی (ع ) درقرآن کریم ، به این موضوع اشاره شده است که موسی با حضرت شعیب(ع) توافق کرد که در قبال ازدواج با دختر او سالهایی را برای حضرت شعیب چوپانی کند و یا در داستان خیر و شر هفت پیکرنظامی ، مشاهده می کنیم که خیر پس از بازیابی سلامت چشمانش و ازدواج با دختر مردچوپان سال ها برای او کار کرد.

 

مهریه در دوره ثروت

4) دوره ثروت : با بهبود وضع اقتصادی افراد در قبایل ، رفته رفته مردان به این نتیجه رسیدند که به جای اینکه سالها در قبیله دختر برای پدرزن کارکنند، می توانند در قبال این خدمات پولی را به پدرزن بدهند و رضایت او برای وصلت دخترش را به دست بیاورند.

 

در واقع ، در این دوره ، خدمات با پول معاوضه شد و قراردادن پول برای مهر جایگزین انجام خدمات گشت . البته لازم به ذکراست در این مرحله پولی که به عنوان مهر توافق می شد ، به پدر دختر تعلق می گرفت نه خود او.

 

این موضوع باعث شد که پدر دختر به مهریه ، بعنوان یک صرفه اقتصادی بنگرد.

 

لذا اکثر دختران نمی توانستند با فرد مورد علاقه خود ازدواج کنند ؛ چون پدر آنها سعی می کرد آن ها را به عقد کسی در بیاورد که پول بیشتری در ازای ازدواج با او بپردازد .نویسنده ی تفسیر کشاف می نویسد:

 

هنگامی که دختری برای یکی از آنها ( اعراب جاهلیت) متولد می شد و دیگری می خواست به او تبریک بگوید ، می گفت: هنیئاَ لک النافجهة یعنی این مایه افزایش ثروت تو را گوارا باد ؛ کنایه از اینکه بعداّ این دختر را شوهر می دهی و مهردریافت می کنی.

 

در دوران جاهلیت پدران و در نبود آن ها برادران چون برای خود حق ولایت و قیمومیت قائل بودند ، دختر را به اراده ی خودشان شوهر می دادند نه به اراده او ، از طرف دیگر مهر دختر را متعلق به خود می دانستند نه متعلق به دختر.

 

و گاه دختران را معاوضه می کردند به این نحو که مردی به مرد دیگر می گفت : من دختر یا خواهرم را به عقد تو درمی آورم و در عوض دختر یا خواهر تو زن من باشد و او هم قبول می کرد ؛ به این ترتیب ، هر یک از دو دختر مهر دیگری به شمار می رفت.

 

در دوران جاهلیت این نوع نکاح را ( نکاح شغار ) می نامیدند ؛ که اسلام آن را منسوخ کرد.

 

مهریه در دوره حاضر

5 ) مهریه در دوره حاضر: با ظهوراسلام و تکامل معرفت بشری زیر سایه کلام حق ، اشکال غیر منطقی و نادرست مهریه منسوخ گشت و به این موضوع تأکید شد که مهر متعلق به خود دختر است.

 

خداوند در قرآن کریم ، آیه 4 سوره نساء ، می فرماید:

 

و آتوا صَدَقاتِهنَّ نِحلَةً فاِنَّ طِبنَ لَکم عَن شی ءٍ مِنهُ نَفساً فَکُلوهُ هَنیئأ مَریئأ ( مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید و اگر پاره ای از آن را با کمال رضایت به شما بخشیدند بگیرید و خوش و گوارایتان باد.)

 

قرآن کریم دراین جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره کرده است:

 

اولأ به نام صدقه ( بضم دال ) نه به نام مهر. صدقه از ماده صدق است و بدان جهت به مهر صدقه یا صداق گفته می شود که نشان راستین بودن علاقه مرداست برای جلب رضایت بی شائبه زن . درواقع در نظر اسلام مهر، پیشکش و هدیه ای است در برابر محبت یگانه زن که حکایت از مهر بی اندازه مرد دارد .

 

دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر ( هن ) به این کلمه می خواهد به صورت صریح بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر او . قرآن می خواهد بگوید که مهر ، مزد بزرگ کردن ، شیردادن و نان دادن به او نیست.

 

سوم اینکه با آوردن کلمه ( نحلة ) کاملأ تصریح می کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی ، پیشکشی ، عطیه و هدیه را ندارد ؛ و نباید مهر را همانند پولی دانست که در هنگام خرید و فروش کالا مبادله می شود.

 

در روایتی از معصومین ( ع ) وجود مهریه برای زن را جبرانی برای نصف بودن دیه آن ها نسبت به مردان شمرده اند . عبدالله بن سنان می گوید : به امام صادق (ع) عرض کردم که به چه علت میراث مذکر دو برابر میراث مونث قرار داده شده است ؟

 

آن حضرت فرمودند : زیرا در مقابل آن خداوند برای زنان مهریه قرار داده است .

 

فلسفه مهریه :

استاد و فیلسوف شهید مرتضی مطهری با تکیه بر نظریه تعدیل و تعادل در جهان خلقت و عدم تشابه احساسات زن و مرد ، فلسفه مهریه را اینچنین توضیح می دهد : قانون خلقت جمال ، غرور و بی نیازی را در جانب زن قرارداده است و نیازمندی ، طلب عشق و تغزل را درجانب مرد قرار داده است . ضعف زن در مقابل نیروی بدنی ، به همین وسیله تعدیل شده است ؛ و همین جهت موجب شده که همواره مرد از زن خواستگاری می کرده است. طبق گفته جامعه شناسان هم در دوره مادرشاهی و هم در دوره پدرشاهی مرد بوده که به سراغ زن می رفته است.

 

مرد در مقابل غریزه از زن ناتوان تر است ، این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و برعکس مرد را وادارکرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضایت او اقدام کند.

 

یکی از آن اقدامات این بوده که برای جلب رضای او با احترام هدیه ای را نثار او می کرده است . نقش جنس نر و جنس ماده ( در سیطره خلقت ) هرگز یکی نبوده است . جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته نه جنس ماده و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نمی رفته است. همواره از خود نوعی استغنا و بی نیازی نشان می داده است.

 

استاد مطهری مهررا با حیا وعفاف زن هم ریشه می داند و می گوید:

 

زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد. همین موارد سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانی جسمی ، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند ، مردها را به رقابت با یکدیگر وادار کند ، با خارج کردن خود از دسترس مرد عشق رمانتیک بیافریند ، مجنون ها را به دنبال لیلی ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می دهد عطیه و پیشکش از او به عنوان نشانه ای از صداقت او دریافت دارد.

 

در مطالبی که پیش از این مطرح شد به وضوح معلوم می شود که موضوع دریافت مهر تنها مختص دین اسلام ویا اعتقاد به ادیان آسمانی نیست . حتی در معاشرت کسانی که روابط نامتعارف با یکدیگر دارند مشاهده می شود که همیشه هنگام صرف غذا در رستوران یا میل کردن چای ، قهوه و بستنی و … این مرد است که همواره وظیفه خود می داند که صورت حساب آن ها را پرداخت کند.

 

پس باید گفت : قانون خلقت در روابط دو جنس به عهده هریک از آن ها نقش جداگانه ای گذاشته است. مهر از احساسات رقیق و عطوفت آمیز مرد ناشی شده نه از احساسات خشن و مالکانه او آنچه از ناحیه زن در این امر دخالت داشته حس خودداری و خویشتن داری مخصوص او بوده نه ضعف و بی اراده بودن او.

 

مهر تدبیری است از ناحیه قانون خلقت برای بالابردن ارزش زن و قرار دادن او درسطح عالیتری ، مهر به زن شخصیت می دهد ، ارزش معنوی مهر برای زن بیش از ارزش مادی آن است.

 

مقدار مهریه

در دین مبین اسلام حدی برای تعیین مبلغ مهریه تعیین نشده است هرچند بسیار تأکید شده است که آن را سنگین قرار ندهند تا امر ازدواج آسان شود اما این حکم از واجبات نیست و مقدار مهریه بسته به توافق زوجین مقرر می شود.

 

مهریه چیست؟

مهریه نوعی امنیت خاطر برای زن محسوب می شود که امروزه بر طبق وجه رایج، عموما سکه ی طلا تعیین می شود.

 

متاسفانه درجامعه ی امروزی خانواده ی عروس اصرار زیادی به بالا بردن تعداد سکه ها دارد به طوریکه تدریجا از جنبه ی حقوقی آن خارج شده و شکل رقابت به خود گرفته است و بعضی ها بالا بودن سکه های مهریه را افتخار برای خود می دانند.

 

دادن مهریه به زنان مسئله ای نیست که با ظهور اسلام وارد جوامع شده باشد بلکه این مهم پیشینه ای تاریخی دارد و از زمان های دور در میان همه ی جوامع پذیرفته شده بود.

 

این پول یا مالی که ارزش اقتصادی داشته باشد در حقیقت در عوض عصمت زن به او داده می شود و مرد موظف به پرداخ آن می باشد.


قرآن کریم مردان را به رعایت کامل این حق توصیه فرموده است:

«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً»

 

مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید. و اگر پاره‌اى از آن‌ را با کمال رضایت به شما بخشیدند بگیرید که خوش و گوارایتان باد.

 

در دین مبین اسلام حدی برای تعیین مبلغ مهریه تعیین نشده است. هرچند بسیار تاکید شده است که آن را سنگین قرار ندهند تا امر ازدواج آسان شود اما این حکم از واجبات نیست و مقدار مهریه بسته به توافق زوجین مقدر می شود.

 

در روایاتی از معصومین (ع) وجود مهریه برای زن را جبرانی برای نصف بودن دیه ی آن ها نسبت به مردان شمرده اند. در روایتی از امام صادق (ع) داریم:

 

«عَنْ أَبِی عَبْدِ الله (ع) قَالَ‏ قُلْتُ لِأَیِّ عِلَّةٍ صَارَ الْمِیرَاثُ‏ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ‏ قَالَ لِمَا جُعِلَ لَهَا مِنَ الصَّدَاق‏»

 

عبدالله بن سنان، می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم که به چه علت میراث مذکّر دو برابر میراث زن قرار داده شده؟ آن‌حضرت فرمودند:« زیرا در مقابل آن خداوند براى زنان مهریّه قرار داده است.


دلایل دیگری را نیز برای مهریه می‌توان در نظر گرفت، اما آنچه گفته شد کافی است.

 

عکس-مهریه-۲

 

شیربها

پولی است که به عنوان کمک هزینه انجام مراسم عروسی یا تهیه جهیزیه ، غیر از مهر در هنگام عقد بین زوجین یا خانواده آنها توافق می شود و داماد باید آن را قبل از انجام عروسی بپردازد .

 

البته گاه داماد به جای پرداخت وجه نقد ، خرید برخی از اقلام جهیزیه را عهده دار می شود . معادل واژه شیربها نقدینگی ، زر یا باشلق است . اگرچه در دین اسلام صراحتأ به این موضوع اشاره نشده است اما اگر قبل از عقد داماد قبول کند که شیربها را بپردازد ، پرداخت شیربها بر ذمه اوست و باید آن را پرداخت نماید .

 

در روایت آمده است که هنگام ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) ، پیامبراکرم (ص) به امام فرمودند که زره خود را بفروش و آن حضرت با پول فروش زره امام علی (ع) برای حضرت فاطمه (س) جهیزیه تهیه کردند . لازم به ذکر است که رسم دریافت شیربها هنوز در برخی از شهرهای ایران متداول است.

 

شیربها غالبا پول نقدی است که خانواده ی داماد آن را برای انجام عقد به پدر و یا مادر عروس، یا در مواردی به خانواده ی عروس می دهند که البته میتواند به جای پول نقد، کالا نیز باشد.

 

در زبان فارسی برای معادل واژه ی شيربها در پاره‌اى نقاط واژه‌هاى نقدينگى، زر يا باشلق هم به‌کار مى‌رود. رسم پرداخت شيربها به خانواده عروس در بسيارى از روستاها و شهرستانها ی ايران هنوز هم معمول است.

 

لازم به ذکر است که شیربها در اسلام نبوده و پرداخت آن شرعا دستور داده نشده است اما اگر حین نکاح و با رضایت و توافق طرفین تعیین شود اشکالی ندارد و جایز است و پس از آن پرداخت آن بر عهده ی داماد و خانواده ی اوست.

 

◄حکم گرفتن شیربها

سوال: گرفتن شیربها توسط پدر یا نزدیکان دختر چه حکمی دارد؟

 

امام خمینی (ره):
اگر شیربها را در مقابل عملی مثل سعی در ازدواج می گیرد یا با رضایت به او می بخشند، حلال است.
تحریرالوسیله، 1382، ج2، ص 298، م9
استفتائات، 1382، ج 3، ص 190، س 38


آیة الله بهجت (ره):
اگر جزو مهریه باشد یا به عنوان جعاله (تعهد به پرداخت مالی معین، در برابر انجام دادن کاری حلال و درخور اعتنای عقلاء ـ فرهنگ فقه، ج3، ص90) باشد یا شرط ضمن عقد باشد، لازم الوفاء است. (در غیراین صورت) مربوط به تراضی طرفین است.

 

 آیة الله فاضل لنکرانی (ره):
اگر شیربها را در مقابل عملی مثل سعی در ازدواج می گیرد یا با رضایت به  او می بخشند، حلال است.
(الاحکام الواضحه، 1426هـ ق، ص 290، م 1732
جامع المسائل، ج1، ص 395، س 1497)

 

 آیة الله گلپایگانی (ره):
اگر شیربها را در مقابل عملی مثل سعی در ازدواج می گیرد یا با رضایت به او می بخشند، حلال است.
(مجمع المسائل، 1412هـ ق، ج2، ص 168، س 469
هدایة العباد، ج2، ص 360، م 1262)


آیة الله مکارم شیرازی (دام ظلّه):
اگر به صورت شرط ضمن عقد به هنگام خواندن عقد نکاح قید شود، جایز است.
(استفتائات جدید، ج1، ص 242، با استفاده از س 854 و ص 245، با استفاده از س 868)

 

آیة الله نوری همدانی (دام ظلّه):
اگر به عنوان جعاله یا هبه باشد، اشکال ندارد.
(هزار و یک مساله فقهی، 1383، ج2، ص 188، س 626)

 

اشتراک گذاری در :

۱ دیدگاه

  • خلیلزاده گفت:

    مهریه ای که میگن نه گرفتنیه نه دادنی کذب محضه! هم میگیرن هم مجبورت میکنن که بدی!
    مگر اینکه خلافش ثابت بشه! البته اینم بگم که مهریه رو گرفتن به معنی اینه که طلاق میخوام وگرنه کسی از زندگیش راضی باشه به فکر مهریه نمیوفته که

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *