خانه > اینفوگرافیک > اینفوگرافیک – بحران ازدواج دهه شصتی ها

اینفوگرافیک – بحران ازدواج دهه شصتی ها

بحران-ازدواج-دهه-شصتی-ها
[تعداد: 7    میانگین: 3.6/5]

اینفوگرافیک – بحران ازدواج دهه شصتی ها

اینفوگرافیک-بحران-ازدواج-دهه-شصتی-ها

 

بحران ازدواج دهه شصتی ها

 

مقدمه:

 

باید قبول کنیم که جامعه ما این چند سال اخیر در امر ازدواج دچار معضل بزرگی شده، معضلی که راه‌های ازدواج را برای جوان‌ها سخت کرده و از یک سمت هم دوستی‌های افراطی و رابطه‌های گناه آلود، در حال رشد است. یکی از دلایل اصلی این امر معضلات اقتصادی و کمبود موقعیت‌های شغلی برای جوان‌های دهه شصت است، یعنی دهه طلایی آماده به ازدواج.

 

دانشگاه، سربازی، اشتغال

 

وقتی جوان‌های بالای 24 سال ما، چهار سال درس می‌خوانند و در صورت مذکر بودن، دو سال به خدمت سربازی می‌روند، عملا وقتی 24 ساله می‌شوند؛ هنوز صفر مطلق هستند. علاقه شدیدی به ازدواج دارند؛ ولی نه سرمایه‌ای دارند، نه شغلی

.

درصد اندکی از این جوان‌ها به شغل پدری‌شان گرایش پیدا می‌کنند و با کمک خانواده، می‌توانند تشکیل خانواده بدهند. اما درصد بزرگی از درس خوانده‌ها، مدام با مشکل بیکاری سر و کله می‌زنند. از سمت دیگر دخترهای جوان وقتی به دانشگاه پا می‌گذارند، با محیط‌های جدید آشنا می‌شوند، دیدشان به زندگی وسیع‌تر می‌شود و در نتیجه ملاک‌های‌شان برای ازدواج هم تغییر می‌کند. دختران لیسانس گرفته، کمتر میل به ازدواج با پسرهای دیپلم و زیر دیپلم دارند و همین امر باعث به تاخیر افتادن ازدواج در دخترها می‌شود

.

از سمت دیگر یک دسته از پسرها، هم به دلیل مشاهده وضعیت اسف بار تحصیل کرده‌ها ( منظور صرفا بیکاری است)، به ادامه تحصیل بی‌میل می‌شوند و بعد از اخذ دیپلم یا حتی قبل از آن، وارد بازار کار می‌شوند؛ در نتیجه می‌توانند سرمایه خوبی کسب کنند و به موقع تشکیل خانواده بدهند

.

پس همین جا یک سیکل باطل شکل می‌گیرد، «دخترهای تحصیل کرده و پسرهای بی‌میل به ادامه تحصیل»، در نتیجه پسرها موقع انتخاب ترجیح می‌دهند، با دخترهای دیپلم و کم سن و سال ازدواج کنند؛ به جای این‌که زیر بار ازدواج با یک دختر لیسانس یا فوق لیسانس بروند.

 

دختران باسواد تر از پسران

 

اکثر پسرهای مجرد فکر می‌کنند، همسرشان باید از هر نظر از آن‌ها پایین‌تر باشد، مخصوصا از نظر سواد. درستش هم همین است که مرد باید بتواند اقتدار خودش را حفظ کند. اما پسرها فکر می‌کنند زنی که دارای تحصیلات بالایی است، در ادامه زندگی افسار زندگی را به دست خواهد گرفت و این را تهدیدی برای اقتدار خودشان می‌دانند. در صورتی که دخترهای فوق لیسانس وقتی سن‌شان بالا می‌رود، راحت‌تر حاضر می‌شوند با پسرهای دیپلمه و فوق دیپلمه ازدواج کنند. چون عملا دارند فرصت‌های ازدواج را از دست می‌دهند

.

نتیجه‌ای که از این سیکل باطل به دست می‌آید، این است که دخترهای کم سن و سالی که تحصیلات دانشگاهی ندارند، راحت‌تر از گروه دوم، یعنی دختران بالای 24 سال و دارای تحصیلات دانشگاهی انتخاب می‌شوند. این نشان می‌دهد که در جامعه‌ای که برای تحصیل کرده‌هایش تدبیری اندیشیده نشود و دولت مردانش شرایط اشتغال جوان‌های تحصیل کرده را مهیا نکنند؛ معضل ازدواج روز به روز به خطر جدی‌تری بدل خواهد شد

.

به هم خوردن سیکل منطقی سن ازدواج

 

دختران جوان ما مخصوصا متولدین دهه 60،  به شدت با این معضل دست به گریبان هستند، پسرانی که در رده سنی آن‌ها قرار دارند، بیشتر تمایل دارند با دختران دهه 70 ازدواج کنند؛ بنابراین سیکل ازدواج کلا به هم می‌ریزد؛ پسران و دختران بالای سی سال کم کم دارند. فزونی می‌گیرند و تقریبا هیچ کس هم به فکر نیست

.

خانواده‌ هایی که سه الی چهار جوان آماده به ازدواج دارند، کم‌کم دارند زیاد می‌شوند.می توان به جرات گفت که در در یک کیلومتری هر کدام از ما حداقل یک جوان مجرد بالای 35 سال، زندگی می‌کند که اگر شرایط به شکل مطلوب پیش می‌رفت، الان صاحب خانه و زندگی شده بود.

 

زنگ خطر

 

زنگ خطر خیلی وقت است به صدا در آمده؛ زمانی که ما جامعه نسوان افتخار می‌کردیم به رشد قبولی دخترها در کنکور سراسری، باید فکر  دهه های بعد را هم می‌کردیم؛ چرا که جامعه وقتی سالم و سازنده است که زن و مرد در کنار هم رشد کنند

.

آرمان گرایی نسل سوخته

 

بی شک اغلب کارشناسان اذعان دارند که، جوانان دهه ی شصتی بسیار آرمان گرا هستند. هم نسلان ما، نه معتقد به انتخاب های سنتی و اسلامی صرف هستند و نه به انتخاب های آزاد نسل های بعدی تعلق خاطری دارد. نسلی که دوران کودکی اش با بحران جنگ سپری شده است، دوره ی تحصیلش با قناعت و کمبود امکانات گذشته، حالا که به سن ازدواج و تشکیل خانواده رسیده است، شروع به آرمان خواهی می کند.

 

معضلات گریبان گیر دهه شصتی ها

 

نسل بچه های دهه ی شصت، نسلی است که درس خواندن را در کلاس های پر جمعیت و مدارس دولتی، با حداقل امکانات تجربه کرده است، سالها پشت سد کنکور مانده است و برای رسیدن به تک تک خواسته هایش مرارت کشیده است. برای نسل ما هیچ چیز آسان به دست نیامده است. حالا دیگر دختران ما  منتظر شاهزاده‌ای با اسب سفید نیستند تا کاخ آرزوهاشان را بسازند، انتظار آن‌قدر طولانی شده است که به روایت آمارها دهه شصتی‌ها بیشترین مجردها را در میان گروه‌های سنی تشکیل می‌دهند

.

 تعداد موالید دختران دهه ۶۰ بیش از پسران بود

 

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران درباره پشت سد ازدواج ماندن دختران دهه شصت می گوید: وقتی تحولات جمعیتی دهه شصت را بررسی می کنیم، می بینیم با وجود آنکه به طور معمول تعداد موالید دختر و پسر برابر است در این سال ها تعداد دختران از پسران پیشی می گیرد. همچنین به دلیل اینکه در جامعه ما همسن گزینی مبنای ازدواج نیست و معمولا فاصله ازدواج بین ۵ تا ۷ سال است؛ دختران دهه شصت با کاهش گزینه های ازدواج مواجه شدند.

 

کم شدن قدرت انتخاب

 

حالا ما با نسلی از جوانان کشورمان مواجهیم که سنین 36 تا 26 سال را تشکیل می دهند و هنوز هم بیشترین آمار مجردین را در مقایسه با نسل های دهه هفتادی دارند.

 

دختران این بازه ی سنی، رفته رفته، با انتخاب های کمتری رو به رو می شوند، کیفیت خواستگاران این گروه رو به نزول است و این بحران بزرگی را برای بخش مهم جامعه ایجاد کرده است. دخترانی که با آرزوی زندگی بهتر و آینده ای روشن تر، زندگی خود را وقف تلاش و تحصیل و علم آموزی کرده اند، حالا با اقبال کمتری برای ازدواج رو به رو می شوند. در حالی که بسیاری از این گروه خود شغل و موقعیت اجتماعی موجهی نیز دارند.

 

کمرنگ شدن ارزش های اخلاقی

 

اگر واقع بینانه به موضوع بنگریم، بی شک جامعه ی اسلامی ما سالهای اخیر به شدت از نظر موازین اخلاقی و اسلامی نزول داشته است. نسل آرمان خواه و تلاشگر گذشته، قید و بندهای اخلاقی را دیگر خط قرمز به شمار نمی آوردند، آمار ازدواج های سفید، روابط پر خطر، گسترش بیماری های جنسی، افزایش آمار سقط غیر قانونی جنین و …. همگی حاکی از سست شدن موازین اخلاقی در جامعه است. میل و رغبت به ازدواج در این نسل کاهش چشم گیری یافته است، دلایل این امر را حتی می توان در مشکلات اقتصادی نیز جستجو کرد.

 

مشکلات اقتصادی: اشتغال، مسکن، سرمایه

 

بسیاری از جوانان به دلیل ترس از مشکلات اقتصادی و درگیر شدن با معضلات زندگی متاهلی، از زیر بار ازدواج شانه خالی می کنند، چرا که معتقدند زندگی متاهلی خرج بالایی دارد و آنها توانایی برآورده کردن خواسته های همسرشان را نخواهند داشت. عده ای، دختران را پر توقع می دانند و تصور می کنند با ازدواج تمام زندگی شان صرف کار کردن و تامین معاش خانواده خواهد شد. ولی حالا که در منزل پدری زندگی می کنند و از سفره خانواده ارتزاق می کنند، به راحتی می توانند به تفریحات و سرگرمی های خود بپردازند و نیازی نمی بینند به مستقل شدن فکر کنند.

 

نقش خانواده ها

 

باید قبول کرد که هنوز هم بخش بزرگی از ازدواج ها از طریق خانواده ها شکل می گیرند. این تغییر دیدگاه باید از خانواده ها آغاز شود. این مادران جامعه هستند که به فرزندان خود خط فکری می دهند. مادرانی که به دنبال اختلاف های بالای ده سال بین دختر و پسر هستند، بی شک این دیدگاه منفی را به جامعه ی مجردها القا می کنند که دیگر فرصت ازدواج را از دست داده اند. اگر همچنان سعی کنیم، می توانیم، به این سیکل باطل پایان دهیم. می توانیم در سال های آتی شاهد رشد ازدواج در بین دهه شصتی ها باشیم. باید به دنبال کم کردن اختلاف سنی بین زوجین بود و این امر را رواج داد.

 

راهکار

 

یک جامعه وقتی به آرمان های خود نزدیک تر می شود که همه چیز در آن در حد تعادل باشد، وجود نسلی که هنوز گریبان گیر تامین نیاز های اولیه ی خود هستند؛ جامعه را از آرمان گرایی دور می کند. باید به نسل گذشته آموخت که زندگی بعد از ازدواج، تازه شروع تمام لذت ها، خوشی ها و آرامش هاست.

 

پسران مجرد باید به این نکته واقف باشند، که برتری زن از حیث تحصیل، مشکلی برای اقتدار آنها ایجاد نخواهد کرد. زن به عنوان رئیس خانه و مسول تربیت فرزندان آینده، هر چقدر بیشتر آموخته باشد، هر چه فرهیخته تر باشد، به طبع نسل بهتری را تربیت خواهد کرد.

 

باید به دختران مان بیاموزیم، زندگی تنها تامین مالی نیست. زن و مرد در کنار هم به آرامش می رسند و هیچ کشوری با کمرنگ کردن عنصر خانواده به تعالی نرسیده و نخواهد رسید.

 

آرمانگرایی باید عقلانی اتفاق بیوفتد. در جامعه ای که عدم ازدواج، به یک بحران بزرگ تبدیل شده است، واقع بینی و منطبق شدن با شرایط موجود، نتیجه ی بهتری را عاید ما خواهد کرد.

3 نظر
  • نسرین آگوست 20, 2017

    وای چقد خوب نوشتین. چقدر حرف دل ما دهه ی شصتی ها بود. گاهی واقعا به تک تک این نکته هایی که شما اشاره کردین فکر میکنم. اینکه چرا اغلب هم نسل های من به نوعی با مشکل ازدواج و تشکیل خانواده دست به گریبان هستند در حال یکه اغلب دهه هفتادی ها خیلی راحت با این مسئله رو به رو میشن و اصولا هیچ چیزی رو سخت نمیگیرن برای خودشون. دهه شصتی ها به قول نویسنده خیلی آرمان خواه هستند.

  • مژده آگوست 20, 2017

    من فکر میکنم هم نسل های من نه با بحران ازدواج که با بحران شعور مواجه هستن!
    تا وقتی که دهه شصتی ها نتونن تکلیف شون رو با زدگی شون مشخص کنن وضع به همین مزخرفی خواهد ماند!

  • آباژورایستاده اکتبر 5, 2017

    وااااقعا راست بود هرچی که گفتید. من همیشه دهه شصتیارو ، آباژورایستاده خطاب میکنم چونکه همیشه وایسادن و میدرخشن تا ببینن ادامه زندگی چی میشه والااا اگرم هنوز دختر خوب و کم توقع وجود داره برای نسل دهه شصتیاست.

ارسال نظر

سرویس مورد نظر را انتخاب کنید.

css.php